<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>

<rss version="2.0">
<channel>
<title>pasargadsaeed.shakheh.com</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com</link>

<description>shakheh.com</description>

<language>fa</language>

<generator>shakheh.com</generator>
<copyright>shakheh.com</copyright>




<item>

<title>روانشناسی از روی لباس</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post504.php</link>


<description>&lt;P&gt;روانشناسی از روی لباس&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لباس های تنگ: افرادی که لباس های تنگ میپوشند عموما افرادی مغرور و زود رنج اند. همچنین افرادی بسیار جذاب هستند.افرادی شایسته و معقول اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لباس های گشاد: افرادی که لباس های گشاد میپوشند افرادی بخشنده هستند به هیچ وجه حسود نبوده و دوستان زیادی دارند. فداکار و صادق نیز هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لباس های تیره: افرادی که لباس های تیره میپوشند عموما افرادی خودخواه بود و بسیار خونسرد هستند به ندرت عصبانی می شوند و و سلیقه ی خوبی در انتخاب لباس دارند.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لباس های روشن: افرادی که لباس های روشن میپوشند افرادی فداکار و صادق هستند. افرادی مهربان و شوخ طبع هستند عاشق صلح و صفا و ارامش اند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سبز:انتخاب رنگ سبز برای لباس معمولا نشان دهنده آن است که صاحبان آن ,شخصیتی قوی واراده ای بالا دارند .در تصمیم گیری ها خیلی محکم عمل کرده وتا حدی خود رای ومغرورند .این افراد اعتماد به نفس بالایی دارند ودر کمک به دیگران پیشقدم می شوند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آبی:اکثر آبی پوشها دارای نگاهی عمیق بوده وشخصیتی حساس وشفاف دارند .این افراد به راحتی فکر ونظر خود را به دیگران منتقل می کنند وبه همین نسبت شجاعت وجرات ویژه ای هم از خودشان نشان می دهند . آنها زندگی را زیبا دیده وبیشترین تلاش را برای استفاده بهینه از آن می کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مشکی:بیشتر اوقات انتخاب رنگ مشکی نشان دهنده آن است که این افراد انسانهایی رویایی هستند که در فضایی شاعرانه ز ندگی می کنندودر عین حال بسیار دست ودلبازند وتلاش میکنند با هر آنچه دارند به کمک دیگران رفته وگرهی از مشکلات آنها باز کنند.آنها بسیار اجتماعی ظریف وساده پسند هستند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;قهوه ای:این افراد سمبل مهربانی ومحبت هستند.برخی روان شناسان می گویند رنگ قهوه ای هر چه تیره تر باشد مهر ومحبت صاحبش بیشتر است.این افراد بسیار خونسردند وتقریبا هر چه را می خواهند به راحتی تصاحب می کنندآنها دربدترین شرایط می توانند بهترین تصمیم ها را اتخاذ کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خاکستری:انتخاب رنگ خاکستری نشان دهنده این نکته است که این افراد معمولا شخصییتی آرام وبا اعتماد به نفس دارند .هر چند روان شناسان میگویند افرادی که دل در گرو رنگ خاکستری دارند , دو دسته هستند : یا از شخصیتی عصبی وانقلابی دارند وهمیشه به دنبادل آرامش می گردند .آنها در مجموع انسانهایی سر سخت وسنگین دل هستند .نفوذ کردی برای همیشه در دلشان جای خواهی داشت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سفید:افرادی که لباسهای سفید را دوست دارند انسانهای خوش قلبی هستند وهمیشه به دنبال دوست می گرند.این افراد معمولا از کودکی روی پای خود بزرگ شده ودوست ندارند به دیگران تکیه کنند . در موقعیت های کاری , همیشه در حال ساختن نردبانی برای بالا رفتن از آن هستند , چرا که معتقدند از هر فرصتی باید استفاده کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رنگهای روشن:انتخاب این نوع رنگها ,نشان دهنده این است که این افراد بشدت سر شار از انرژی مثبت بوده وعشق و بالندگی را به اطراف خود پخش میکنند . دیدار با این افراد ,اگر چه ممکن است همیشه خوشایند نباشد,اما بازگیری انرژی مثبت وسازنده از آنها می تواند بقیه روز را برای شما زیباتر ,دلچسب تر وقابل تحمل تر سازد.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|3|8 14|22</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post504.php</guid>

</item>





<item>

<title>راه های تقویت موی سر</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post503.php</link>


<description>&lt;P&gt;راه های تقویت موی سر&lt;BR&gt;با توجه به این که مو یک بافت مرده به حساب می آید،برای نظافت و نگهداری از آن وقت، انرژی و پول زیادی صرف می شود.به گزارش سایت «MSN» مو علاوه بر زیبایی بخشیدن ارزش بیولوژیکی دیگری نیز دارد.مو سر را گرم نگه می دارد و به تنظیم دمای بدن نیز کمک می کند.مو مانند ناخن بخشی از پوست را تشکیل می دهد و بیشتر از پروتئین تشکیل شده است.از آن جا که به مراقبت و زیبایی مو اهمیت زیادی داده می شود در این مطلب به چند نکته برای تقویت موی سر و داشتن موهای زیبا، سالم و براق اشاره خواهیم کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;راه های تقویت موی سر&lt;BR&gt;۱- یکی از راه های تقویت موی سر استفاده ار کتان،پامچال و گل گاوزبان است.روزی یک تا ۳ بار، ۲۵۰ میلی گرم عصاره گل گاوزبان،دانه کتان و یا پامچال بخورید. همه این روغن ها غنی از اسیدچرب امگا۳ مانند اسید gamma-linolenic که برای مرطوب نگه داشتن مو و ناخن ها عالی است.&lt;BR&gt;۲ - اگر می خواهید موهایتان روشن تر به نظر برسد قبل از قرار گرفتن در معرض نور خورشید کمی آبلیمو به موهای خود بمالید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳ - پس از هر بار دوش گرفتن، مقدار موی ریخته شده را کنترل کنید به طور معمول، از ۸۰ تا ۱۲۰ هزار تار مویی که داریم روزی ۵۰ تا ۲۰۰ تار می ریزد. اگر مقدار موی ریخته شده بیشتر بود، به پزشک مراجعه کنید. احتمال دارد که شروع عفونت پوست سر و کچلی باشد و در موارد نادری نیز می تواند کمبود ماده مغذی دلیل ریزش مو باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۴-یکی دیگر از راه های تقویت موی سر استفاده از آواکادو است،بدین صورت که یک آواکادوی رسیده و له شده را با یک عدد تخم مرغ مخلوط کنید و به موهای خیس بمالید.این میوه غنی از ویتامین، اسید چرب طبیعی و ماده معدنی است که درخشش مو را برمی گرداند.بگذارید این مخلوط حداقل ۲۰ دقیقه روی موها بماند و سپس چند بار بشویید. برای موهای آسیب دیده، هفته ای یک بار و برای موهای سالم ماهی یک بار این کار را تکرار کنید.&lt;BR&gt;۵ - قبل از مصرف ژل مو، چند قطره عطر محبوب خود را به آن اضافه کنید تا موهای شما خوشبو نیز شود.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;راه های تقویت موی سر&lt;BR&gt;۶ -از راه های دیگر تقویت موی سر استفاده از روغن استوقدوس است.می توانید با افزودن ۲۰ قطره طبیعی روغن استوقدوس در ۲۳۶ میلی لیتر در شامپوی رقیق شده در ۱۱۸ میلی لیتر آب شامپوی گیاهی درست کنید.&lt;BR&gt;۷ - برای ایجاد تعادل در میزان PH پوست سر یک سهم سرکه سیب را با ۲ سهم آب ولرم مخلوط و استفاده کنید تا رنگ قرمز موی شما آشکار شود. مخلوط سرکه را به خوبی به مو و پوست سر ماساژ دهید و بگذارید خشک شود و سپس طبق معمول شست وشو دهید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۸ - برای تقویت پروتئین موی سر، یک عدد تخم مرغ را با کمی شامپو مخلوط کنید و برای ۵ دقیقه ماساژ دهید و سپس خوب بشویید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;۹- از راه های دیگر تقویت مو استفاده از روغن های گیاهی است.روغن زیتون، بادام شیرین و جوجوبا، برای موها بسیار مفید است. برای موهای ضخیم روغن نارگیل مناسب است. موها را کمی نمناک کنید و سپس کاملا با روغن بپوشانید. کلاه پلاستیکی و سپس حوله گرم را برای نیم ساعت روی موها قرار دهید و طبق روال معمول با شامپو بشویید.&lt;BR&gt;۱۰ - برای جلوگیری از موخوره، برای چند دقیقه به آرامی حوله را دور موهای خیس قرار دهید تا رطوبت جذب شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۱ - موهای سفید را که نسبت به رنگ های دیگر سریع تر کدر، خشک و کثیف می شود، هر روز با شامپو بشویید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;۱۲ - بین هر دفعه رنگ زدن مو حداقل ۴ هفته و بین هر های لایت و یا لولایت حداقل ۸ هفته فاصله بگذارید.&lt;BR&gt;۱۳-برای تقویت کردن موهای شکننده چند قطره روغن چوب صندل را با چند قطره روغن زیتون و جوجوبا به موها بمالید.&lt;BR&gt;۱۴-برای جلوگیری از خشک شدن مو به خصوص در فصل سرما دستگاه بخور در اتاق خواب قرار دهید.&lt;BR&gt;۱۵ - برای کاهش آسیب به مو، تنها ۹۰ درصد رطوبت مو را خشک کنید. بعضی افراد بر این تصورند که موهای خیس را باید کاملا با سشوار خشک کرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۶ - اگر موهای خود را به شکل دم اسبی جمع می کنید، بهتر است روزی چند ساعت موها را آزاد بگذارید. سعی کنید موها را محکم پشت سر جمع نکنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۷ - تقویت کننده ساده مو را در منزل تهیه کنید. برای داشتن موهای نرم و براق، سس مایونز به موها بمالید و پس از یک ساعت بشویید.۵۶ گرم روغن زیتون، ۵۶ گرم ژل آلوورا را با ۶ قطره روغن رزماری و ۶ قطره روغن چوب صندل مخلوط و استفاده کنید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|3|6 14|21</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post503.php</guid>

</item>





<item>

<title>تمرین های خانگی برای تناسب اندام</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post502.php</link>


<description>&lt;P&gt;تمرین های خانگی برای تناسب اندام&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;جمع شدن چربی در نواحی احاطه کننده خط کمری یک مشکل رایج در افراد است. متاسفانه انجام حرکات پیچشی پهلو اثر چندانی در کم کردن چربی دور کمر ندارد. برای اینکه این چربی ها را بسوزانید، باید تمام بدنتان را لاغر کنید، بعد با انجام تمرین هایی عضلات مایل شکمی را تقویت کنید. برای تقویت این عضلات باید آنها را با تمرین های مقاومتی به کار اندازید. بهترین راه برای این کار انجام تمرین های تبرزنی و پلانک (plank) و رژیم غذایی متعادل است. در ادامه دو نوع حرکت پلانک را توضیح می دهیم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;● پلانک عادی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این حرکت ایزومتریک، همه عضلات تنه را تقویت و به متناسب شدن میان تنه کمک می کند. روی شکم دراز بکشید، آرنج هایتان باید نزدیک بدنتان و به طور مستقیم زیر شانه ها قرار داشته باشد. کف دست ها را روی زمین بگذارید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;عضلات شکمی تان را به کار اندازید و آهسته پشتتان را از زمین بلند و عضلات تنه و پاهایتان را منقبض کنید تا پشت و پاهایتان در یک خط قرار بگیرند. کمرتان را به پایین نیندازید و لگنتان را به سمت بالا نبرید. در این حالت نفستان را حبس نکنید و به نفس کشیدن ادامه دهید و برای ۱۵ ثانیه یا بیشتر این وضعیت را حفظ کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;● پلانک دینامیک&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این حرکت پیشرفته را فقط پس از اینکه در انجام پلانک عادی مسلط شدید، امتحان کنید. با تکیه دادن قفسه سینه و ساعدهایتان روی توپ ورزشی، وزنتان را روی آن بیندازید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاهایتان را مستقیم نگه دارید، پنجه پاهایتان را روی زمین تکیه دهید و عضلات شکمتان را منقبض کنید تا تعادلتان حفظ شود. بعد وزنتان را روی پای چپتان بیندازید و در حالی که زانوی راستتان را خم می کنید، پای راست را بلند کنید تا با توپ تماس پیدا کند. آهسته به وضعیت شروع بازگردید و این حرکت را تکرار کنید. بعد پاهایتان را عوض کنید.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;● گرم کردن بدن در کمردرد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر دچار کمردرد هستید، پیش از انجام تمرین هایی که تا به حال دستورالعمل انجام آنها را گفته ایم، باید با تحت کشش قرار دادن عضلات لگن، به اصطلاح خودتان را گرم کنید. برای این کار عضلات خم کننده ای که روی بخش پایینی کمر عمل می کنند، به کار بیندازید. روی یک پا زانو بزنید و زانو و ساق پای دیگرتان را در عقب روی زمین تکیه دهید. پاهایتان باید موازی هم باشد، دست ها را روی زانوی خم شده قرار دهید، لگن را به سمت جلو پایین بیاورید و در عین حال بالا تنه تان را مستقیم نگه دارید. تنه را نباید به جلو خم کنید. ۳۰ ثانیه به این حالت بمانید و بعد پاهایتان را عوض کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;● توصیه ای به افرادی که زیاد پشت میز می نشینند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ساعت ها نشستن در وضعیت بدنی نامناسب پشت میز، شما را در معرض خطر کمردرد قرار می دهد و درد شانه نیز در میان افرادی که برای ساعت ها باید به جلو خم شوند و به صفحه رایانه نگاه و از دست هایشان برای تایپ استفاده کنند، شایع است. برای پیشگیری، روی میزتان یک تایمر بگذارید تا هر ساعت به شما یادآوری کند باید هنگام نشستن گوش ها، شانه و لگنتان در یک خط قرارگیرند. انجام حرکات کششی لگن و حرکات پاروزنی با نوار مقاومتی نیز به تخفیف دردهای ناشی از کار طولانی مدت در پشت میز کمک می کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;● چند بار تکرار حرکت برای شما مناسب است؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اگر فقط می خواهید قدرتتان افزایش یابد، سه مجموعه حرکت شامل ۶ تکرار برای هر حرکت کافی است. اگر می خواهید حجم و قوام عضلاتتان به طور عمومی افزایش یابد، سه مجموعه حرکت شامل ۸ تا ۱۲ تکرار را باید انجام دهید. اگر دونده ای هستید که می خواهید قدرت عضلانی تان را تقویت کنید، سه مجموعه حرکت شامل ۱۲ یا تعداد بیشتری حرکت با زمان استراحت ۳۰ ثانیه ای در میان آنها لازم است. هرگز هنگام انجام حرکات احتیاط را از دست ندهید و اگر احساس درد و ناراحتی می کنید، با یک متخصص ورزشی مشورت کنید. با توجه به وضع سلامت و میزان آمادگی بدنی تان، ممکن است برخی از تمرین ها برای شما مناسب نباشد.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|3|4 14|20</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post502.php</guid>

</item>





<item>

<title>خانـم ها نیـازمند چـه جـملاتی هستنـد !</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post501.php</link>


<description>&lt;P&gt;خانـم ها نیـازمند چـه جـملاتی هستنـد !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;( قابـل تـوجه آقـایان ! )&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آقایان محترم شاید ندانید که یک جمله ساده چقدر می تواند روی زندگی مشترک تان تاثیر بگذارد و اعتماد همسرتان به شما و زندگی مشترک تان را بیشتر کند. اگر از آن دسته مردهایی هستید که فکر می کنند، جملات اهمیتی ندارد و تنها چیزی که مهم است درون شماست، کاملا در اشتباهید. باید باور کنید که دنیای ذهنی زنان و مردان تفاوت زیادی دارد و اگر می خواهید همسرتان را خوشحال کنید باید به دنیایش وارد شوید و او را به شیوه خودش آرام و شاد کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا زمانی که با این احساسات درونی تان جمله ای نسازید و همسرتان را از آنها با خبر نکنید، هیچ اتفاق خوبی در زندگی مشترک تان نخواهد افتاد. اگر هم از اهمیت این جملات باخبرید اما نمی دانید چه بگویید و از کجا شروع کنید، بهتر است از این توصیه ها کمک بگیرید و با دنیای زنان آشناتر شوید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چقدر زیبایی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زن ها دوست دارند ظاهرشان را ستایش کنید و گاهی به آنها بگویید که چه چهره زیبایی دارند. حتی اگر همسر شما واقعا به این زیبایی نباشد از اینکه گمان کند در نظر شما این طور به نظر می رسد، احساس غرور خواهد کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;البته بی گدار به آب نزنید و بدون آنکه برای حرف تان دلیلی داشته باشید او را ستایش نکنید. چون درست در زمانی که به همسرتان می گویید، چقدر زیبا هستی... او دلیل شما را خواهد پرسید و خواهد گفت از چه نظر؟ پس سعی کنید برای این ادعای تان جزئیاتی را هم مطرح کنید و به این فکر کنید، چه چیز در او زیباتر است و بعد سراغ تعریف کردن بروید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو خیلی خاصی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این که همسر شما بشنود که او فردی بی همتاست و هیچ زن دیگری نمی توانسته شما را به این اندازه خوشبخت کند، یک حس فوق العاده به او می دهد. زن ها دوست دارند، بدانند که با تمامی گزینه های دیگری که شاید همسرشان به آنها برای ازدواج درنظر داشته فرق می کنند و آنها ویژگی هایی دارند که از نظر شوهرشان در هیچ کدام از زن های دور بر هم وجود ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شما باید این خاص بودن را به او گوشزد کنید و بگویید که کدام یک از ویژگی های همسرتان بیش از دیگر ویژگی ها، شما را تحت تاثیر قرار داده. این موضوع نه تنها حس خوب مورد توجه قرار گرفتن و قدردانی شما را به او می دهد بلکه باعث می شود که او تمرکز بیشتری روی ویژگی های مثبتش داشته باشد و برای پررنگ کردن شان تلاش کند. زن ها دوست دارند از شوهرشان بشنوند که پر از صفات مثبت هستند و این که همسرشان به دلیل همین صفات به آن ها افتخار می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با تو بودن بی نظیر است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زن ها دوست دارند، همسرشان به رابطه ای که دارد افتخار کند و به دلیل آرامشی که در این رابطه دارد هم از آن ها قدردانی کند. این قدردانی ممکن است به شکل های مختلفی صورت بگیرد. مثلا وقتی مردی زودتر از سر کار می آید و به همسرش می گوید، دوست داشتم امروز بیشتر کنار تو باشم یا این که دوست دارم وقتم را بیشتر با تو بگذرانم و باقی مانده کارهایم را هم کنار تو انجام دهم می تواند یک حس فوق العاده را در زنان ایجاد کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با شنیدن این قدردانی ها زن برای بیشتر درک کردن همسرش تلاش خواهد کرد و برای این که همسرش در ساعات بیشتری که در خانه است آرامش داشته باشد و این اتفاق را تکرار کند، مصمم تر خواهد شد. آن ها از این تصور که مردشان دوست دارد ساعتی از روز را تنها کنار او و تنها برای استفاده از وقت ۲نفره شان مشخص می کند بیش از هر چیزی خوشحال می شوند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستت دارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر می خواهید همسرتان از این که دوستش دارید مطمئن شود چاره ای جز گفتن این حرف ندارید اما مهم تر از گفتن این حرف ها عملکرد شماست. زن ها دوست دارند عشق تان را با کارهای تان نشان دهید. دادن یک شاخه گل، یک هدیه بی مناسبت، پیامک های احوالپرسی طول روز و خیلی کارهای ساده دیگر می تواند تاثیر خاصی روی رابطه شما بگذارد و این زندگی را در چشم همسرتان افتخار آمیزتر کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما ماجرا به همین جا ختم نمی شود، شما باید مراقب تمام حرف هایی که میان تان رد و بدل می شود باشید و فکر نکنید کلمات تاثیر چندانی ندارند. مهم تر از همه این که باید مراقب قول هایی که به همسرتان می دهید باشید. گرچه پاسخ مثبت شما به خواسته های همسرتان می تواند او را خوشحال کند اما عمل نکردن به وعده های کوچک و بزرگ تان مشکل را چند برابر خواهد کرد و تاثیری منفی روی نگاه همسرتان به شما و رابطه خواهد گذاشت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متاسفم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای زن ها مهم ترین اتفاقی که می تواند بعد از یک دعوا یا دلخوری پیش بیاید، شنیدن عذرخواهی مردشان است. آن ها دوست دارند تاسف واقعی شما را ببینند و بعد از این دلخوری ها مورد دلجویی قرار گیرند. غرورتان را کنار بگذارید و اگر اشتباه کرده اید قبل از توضیح دادن دلایل تان از او عذر خواهی کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اینکه شما بدون گفتن این که پشیمانید شروع به توضیح دادن و دلیل تراشی کنید می تواند ناراحت کننده ترین واکنش بعد از دعوا برای یک زن باشد. پس اگر نمی خواهید اوضاع را از این که هست خراب تر کنید با یک جمله ای که از ته دل می گویید همه چیز را رو به راه کنید؛ بگویید: ببخشید و متاسفم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه چیز را درست می کنم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حتی اگر یک سوپرمن نباشید باید بتوانید به همسرتان اطمینان دهید که همه چیز تحت کنترل است و تا زمانی که در کنارش هستید نمی گذارید زندگی تان را چیزی تهدید کند. گرچه شما با رفتارهای تان باید این اطمینان را در او ایجاد کنید اما در لحظاتی که او از ته دل غمگین است و احساس اضطراب می کند باید این جمله جادویی را به کار ببرید و به او آرامش دهید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر فکر می کنید فراهم کردن امکانات زندگی برای شاد کردن همسرتان کافی است اشتباه می کنید. ایجاد احساس آرامش و اطمینان و گاهی بیان کردن این جملات او را بسیار آرام تر و اعتمادش به زندگی مشترک تان را هم بیشتر خواهد کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیا صحبت کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر همسرتان مدتی است که ناراحت یا پریشان است اما توضیحی در این مورد به شما نمی دهد، باید خودتان پیش قدم شوید. شاید او مشکل بزرگی دارد که گفتنش برایش آسان نیست و شاید هم منتظر جرقه ای از طرف شماست. یادتان نرود که هیچ ناراحتی بی دلیل نیست و این که شما از کنار این پریشانی ها بگذرید و آن ها را جدی نگیرید، می تواند همسرتان را ناراحت تر از آنچه هست کند و حتی گاهی زندگی مشترک تان را هم زیر سوال ببرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس بعد از هر دلخوری که بین تان پیش می آید یا حتی زمانی که می بینید رفتار همسرتان تغییر کرده اما دلیلش را نمی دانید، به او پیشنهاد گفت وگو دهید و حتی اگر از این گفت وگو طفره رفت برایش توضیح دهید که شنیدن حرف ها و احساساتش چقدر برای شما اهمیت دارد و چقدر برای بهتر کردن زندگی مشترک تان اشتیاق دارید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|3|2 14|18</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post501.php</guid>

</item>





<item>

<title>طرز تهیه ی تورندو! غذایی شیک و راحت</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post500.php</link>


<description>&lt;P&gt;طرز تهیه ی تورندو! غذایی شیک و راحت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواد لازم :&lt;BR&gt;فیله گوساله 250 گرم&lt;BR&gt;پیاز یك عدد&lt;BR&gt;سیر له شده یك تا دو حبه&lt;BR&gt;زرده تخم‌مرغ دو عدد&lt;BR&gt;ترخون و گشنیز خرد شده سه تا چهار قاشق غذاخوری&lt;BR&gt;سس گوجه‌فرنگی نصف پیمانه&lt;BR&gt;فلفل‌سیاه یك قاشق چایخوری&lt;BR&gt;سركه نصف پیمانه&lt;BR&gt;كره آب شده 100 گرم&lt;BR&gt;روغن مایع یك قاشق غذاخوری&lt;BR&gt;قارچ 100 گرم&lt;BR&gt;نمك و فلفل به میزان لازم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرز تهیه :&lt;BR&gt;گوشت را نیم ساعت در فلفل بخوابانید. پیاز و سیر را در ظرف مناسبی بریزید. سپس سركه را با مقداری آب، سس گوجه ‌فرنگی و كمی نمك روی حرارت كم بگذارید تا بجوشد و آب آن تمام شود. سپس آن را بردارید تا خنك شود. زرده تخم‌مرغ را با دو قاشق آب و كمی نمك هم بزنید و به روش بن ‌ماری داغ كنید. كره را كم‌كم اضافه كنید و با قاشق چوبی هم بزنید تا سسی مانند مایونز، غلیظ به دست آید. سپس ترخون و گشنیز را با پیاز، سیر پخته شده و قارچ به مواد اضافه كرده و هم بزنید. روی گریل یا یك تابه سنگین، مقداری روغن بریزید و تورندو ‌را در تابه یا گریل گرم بیندازید. پس از دو، سه دقیقه برگردانید و پس از سه دقیقه دیگر نمك بپاشید و بردارید. تورندو آماده است، سس را در ظرف جداگانه‌ای كنار ظرف تورندو بگذارید و با نان سفید، سیب‌زمینی پخته یا سرخ كرده‌ روی میز بگذارید و سرو كنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته:&lt;BR&gt;بن ماری : گرم کردن و حل کردن مواد غذایی روی بخار آب را طریقه بن ماری میگویند . مثال: محتوی ظرف غذا را در ظرف آبی قرار داده و آن را روی حرارت اجاق گاز قرار میدهیم تا آب آرام آرام بجوشد و غذای سرد به این وسیله گرم شود و این بهترین و بهداشتی ترین روش برای گرم کردن غذاو حل کردن شکلات می باشد.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|31 14|17</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post500.php</guid>

</item>





<item>

<title>حكمت و رحمت</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post499.php</link>


<description>&lt;P&gt;حكمت و رحمت&lt;BR&gt;پیر مرد تهی دست، زندگی را در نهایت فقر و تنگدستی می گذراند و با سائلی برای زن و فرزندانش قوت و غذائی ناچیز فراهم می کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از قضا یک روز که به آسیاب رفته بود، دهقان مقداری گندم در دامن لباس اش ریخت و پیرمرد گوشه های آن را به هم گره زد و در همان حالی که به خانه بر می گشت با پروردگار از مشکلات خود سخن می گفت و برای گشایش آنها فرج می طلبید و تکرار می کرد : ای گشاینده گره های ناگشوده عنایتی فرما و گره ای از گره های زندگی ما بگشای. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیر مرد در حالی که این دعا را با خود زمزمه می کرد و می رفت، یکباره یک گره از گره های دامنش گشوده شد و گندم ها به زمین ریخت او به شدت ناراحت شد و رو به خدا کرد و گفت : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من تو را کی گفتم ای یار عزیز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کاین کره بگشای و گندم را بریز &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آن گره را چون نیارستی گشود &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این گره بگشودنت دیگر چه بود ؟! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیر مرد نشست تا گندم های به زمین ریخته را جمع کند ولی در کمال ناباوری دید دانه های گندم روی همیانی از زر ریخته است !پس متوجه فضل و رحمت خداوندی شد و متواضعانه به سجده افتاد و از خدا طلب بخشش نمود... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن روز : تو مبین اندر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه ( مولانا)&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|29 14|16</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post499.php</guid>

</item>





<item>

<title>جملات پشت کامیونی!</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post498.php</link>


<description>&lt;P&gt;جملات پشت کامیونی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;اگر از عشقت نکنم گریه و زاری&lt;BR&gt;به جهنم که مرا دوست نداری!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;اگه الله کند یاری&lt;BR&gt;چه اف باشد چه سوسماری!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;اگر خواهی بمیری بی بهانه&lt;BR&gt;بخور ماست و خیار و هندوانه!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم&lt;BR&gt;تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;ای روزگار&lt;BR&gt;با ما شدی ناسازگار!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;بپر بالا که گیر نمیاد!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم&lt;BR&gt;من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;بحث30یا30 ممنوع!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;بخور و بخواب کارمه&lt;BR&gt;الله نگهدارمه!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;به مادرت رحم کن کوچولو!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;تا جام اجل نکرده ام نوش&lt;BR&gt;هرگز نکنم تو را فراموش!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی&lt;BR&gt;تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;تاکسی نارنجی&lt;BR&gt;از من نرنجی!&lt;BR&gt;_____________________&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی&lt;BR&gt;چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;داداش مرگ من یواش&lt;BR&gt;امان از دست گلگیر ساز و نقاش!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;درخت مکر زن صد ریشه دارد&lt;BR&gt;فلک از دست زن اندیشه دارد!&lt;BR&gt;_____________________&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای&lt;BR&gt;سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی&lt;BR&gt;دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;دنبالم نیا آواره میشی!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ&lt;BR&gt;ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;دودوتا هفتا کی به کیه!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;رود می رود اما ریگذارش می ماند!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;زندگی بدون عشق مثل ساندویچ بدون نوشابه هست!&lt;BR&gt;_____________________&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!&lt;BR&gt;____________________&lt;BR&gt;«zoor nazan farsi neveshtam»&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود&lt;BR&gt;ز شهر و خانه ام آواره بنمود!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;سر پایینی نوکرتم&lt;BR&gt;سر بالایی شرمندتم(ژیان)&lt;BR&gt;_____________________&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است&lt;BR&gt;از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;شو همره بلبل بلب هر مهوش!&lt;BR&gt;(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد&lt;BR&gt;جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;گاز دادن نشد مردی&lt;BR&gt;عشق آن است که بر گردی!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند&lt;BR&gt;طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!&lt;BR&gt;تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم&lt;BR&gt;بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!&lt;BR&gt;_____________________&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گلگیرم ولی گل نمیگیرم!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;نوکرتم ننه!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;یه بار پریدی موتوری دو بارپریدی موتوری آخر می افتی موتوری!&lt;BR&gt;_____________________&lt;BR&gt;گرگی که مرا شیر دهد میش من است&lt;BR&gt;بیگانه اگر وفا کند خویش من است&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|27 14|15</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post498.php</guid>

</item>





<item>

<title>باقلا پلو ی خوشمزه </title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post497.php</link>


<description>&lt;P&gt;باقلا پلو ی خوشمزه &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواد لازم:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گوشت دنده 750 گرم&lt;BR&gt;برنج گلستان1 کیلو&lt;BR&gt;شوید نیم کیلو&lt;BR&gt;باقلاسبز 0/5 کیلو&lt;BR&gt;پیاز 2 عدد&lt;BR&gt;زعفران گلستان به مقدار کافی&lt;BR&gt;ادویه به مقدار کافی&lt;BR&gt;نمک به مقدار کافی&lt;BR&gt;دارچین به مقدار کافی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرز تهیه:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برنج را خیس کنید . گوشت را با پیاز و زعفران و ادویه و نمک بگذارید بپزد . باقلا را در صورت درشت بودن به صورت خلال و در صورت ریز بودن به صورت لپه در آورید .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شوید را خرد کنید . برنج را بپزید و آبکش کنید . ( برای باقلا پلو بهتر است برنج را کمی زودتر آبکش کنید ) ته قابلمه روغن بریزید و لایه لایه برنج ، باقلا و شوید بریزید . رویش آب روغن بدهید . موقع کشیدن گوشت ها را لا به لای باقلا بگذارید و روی آن را زعفران بدهید .&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|25 14|14</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post497.php</guid>

</item>





<item>

<title>طرز تهیه خوراک مرغ و برنج رژیمی </title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post496.php</link>


<description>&lt;P&gt;طرز تهیه خوراک مرغ و برنج رژیمی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آب گوشت یا مرغ 1 فنجان&lt;BR&gt;سس سویای کم نمک 2 قاشق سوپخوری&lt;BR&gt;زنجبیل خرد شده 1 قاشق سوپخوری&lt;BR&gt;سرکه ی برنج یا خرما 2 قاشق چایخوری&lt;BR&gt;شکر 2 قاشق چایخوری&lt;BR&gt;کنسانتره ذرت 2 قاشق چایخوری&lt;BR&gt;روغن زیتون 2 قاشق سوپخوری&lt;BR&gt;سینه ی مرغ بدون پوست و استخوان 1/5 پوند&lt;BR&gt;موسیر پوست کنده شده و قطعه شده 2 عدد&lt;BR&gt;برنج گلستان( پخته شده و سرخ شده )2 فنجان&lt;BR&gt;کلم بروکلی بخارپز شده 1 بوته&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در یک کاسه متوسط سس سویا و آب گوشت و سرکه و زنجبیل و شکر را مخلوط کرده و کنار بگذارید.&lt;BR&gt;در یک ماهی تابه نچسب روغن را با درجه متوسط داغ کنید. مرغها را حدود 6 دقیقه درون روغن بپزید و بعد آنرا کنار گذاشته و گرم نگهدارید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در یک قابلمه ی نچسب دیگر مخلوط آب گوشت را بریزید و بگذارید جوش بیاید سپس مرغ و موسیرها را داخل آن بریزید آب گوشت باید روی مرغها را بگیرد. بگذارید به مدت 1 تا 2 دقیقه بجوشد.&lt;BR&gt;غذا آماده است و ‌می‌توانید مرغها را با برنج آب پز و سرخ شده و کلم بروکلی آب پز سرو کنید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|23 14|13</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post496.php</guid>

</item>





<item>

<title>آرایشی مناسب برای عکس گرفتن!</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post495.php</link>


<description>&lt;P&gt;آرایشی مناسب برای عکس گرفتن!&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر فقط به این دلیل از دوربین عکاسی فراری هستید که در عکس ها زیبا و جذاب به نظر نمی رسید، این مقاله را دنبال کنید تا به شما بگویم راه حل مشکل شما چیست...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;فارغ التحصیلی ، ازدواج ، تعطیلات؛ عکس ها پشت سر یکدیگر.&lt;BR&gt;اگر فقط به این دلیل از دوربین عکاسی فراری هستید که در عکس ها زیبا و جذاب به نظر نمی رسید، این مقاله را دنبال کنید تا به شما بگویم راه حل مشکل شما چیست.&lt;BR&gt;ابتدا، به این فکر کنید که معمولا در چه زمان و چه مکانی مجبور هستید که عکس بگیرید.&lt;BR&gt;اغلب نور فلاش دوربین آرایش چهره شما را بیشتر نشان می‌دهد، پس از فلاش دستی استفاده کنید.یک کرم پودر یا پنکیک خوب و مناسب پیدا کید تا قبل از عکس گرفتن کمی زیر چشم ها و روی بینی تان بزنید تا تیرگی های زیر چشم و قرمزی و براقی بینی تان را بگیرد.&lt;BR&gt;وقتی در آتلیه عکس می گیرید، نور فلاش ممکن است شما را رنگ پریده نشان دهد ، پس یک کرم پودر و پنکیک خوب اینجاست که به کمک شما می آید. از پنکیک هایی که حاوی دی اکسید تیتانیوم هستند خودداری کنید، چرا که باعث می شوند شما بیشتر رنگ پریده به نظر برسید،‌ از پنکیک هایی استفاده کنید که مایل به صورتی هستند. ( پنکیک هایی که متمایل به رنگ زرد هستند نیز اغلب رنگ طبیعی دارند).&lt;BR&gt;برای داشتن آرایشی مناسب عکاسی تا آخر مقاله با ما همراه باشید:&lt;BR&gt;- گلگون کردن گونه ها و چهره شما را زیبا می کند اما ممکن است در عکس زیادی چرب و روغنی به نظر برسید. از مرطوب کننده نیز استفاده نکنید. اگر پوستی چرب دارید،( در قسمت بینی یا پیشانی) می توانید قبل از اینکه پنکیک بزنید چربی صورت تان را با لوسیون ضد چربی بگیرید.&lt;BR&gt;- از رنگ های گرم در پودر آرایشی تان استفاده کنید. برخلاف عقیده عموم، رنگ های مات در تصویر دیده نمی شوند و اگرپودر مناسبی نزنید پوست شما گچی و بی حالت خواهد بود.&lt;BR&gt;- اگر یک تاب نیم تنه به تن دارید، رنگ صورت و گردن و بالاتنه تان را با هم چک کنید تا هماهنگ باشند. استفاده از رنگ های برنزه آسان ترین راه برای یکدست کردن پوست شماست.&lt;BR&gt;- برای فلاش دوربین چهره شما را خراب نکند، از رنگ های بسیار روشن در رژتان استفاده نکنید. همچنین رنگ های پرتلالو و زننده را برای سایه چشم تان انتخاب نکنید. هر دو اینها نور را منعکس کرده و باعث می شوند چهره شما در عکس چرب و روغنی به نظر برسد. البته اگر از سایه چشمی که شاد و براق باشد به مقدار کم استفاده کنید در عکس جلوه خاصی خواهد داشت. اما این سایه ها نباید رنگارنگ باشد.&lt;BR&gt;- از خط لبی استفاده کنید که همرنگ رژ تان باشد. مراقب باشید وقتی رژتان را می زنید قسمتی از خط لب تان پاک نشود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;- یک نفس عمیق بکشید اگر عصبی هستید و استرس دارید، مطمئن باشید این حالت در عکس تان مشخص خواهد شد. بین گرفتن عکس ها، چشمان تان را ببندید و تمرکز کنید و ریلکس باشید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|21|4 14|12</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post495.php</guid>

</item>





<item>

<title>پیامک های جدید عاشقانه سرکاری</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post494.php</link>


<description>&lt;P&gt;پیامک های جدید عاشقانه سرکاری&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزم ! قورباغه های عشقت در لجنزار قلبم قار و قور می کنند !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;نمی دانم چرا هر چقدر به قربانت می روم نمی رسم !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;امیدوارم خرس زیبایی هام همیشه تو غار چشمات بچره !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;اگر دیدی معمار خشت اول را کج نهاده بدان عاشق ثریا شده است !&lt;BR&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;قاب عکستو زدم جای ساعت دیواری !&lt;BR&gt;مگه مادرم ول می کرد ؟ تا دم در دنبالم کرد !!!&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;بهترین لحظه ، لحظه ایست که فکر کنی فراموشت کردم ، آخ اگه بدونی چی حالی میده !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;ای ستاره های زندگی ام ! به همه شما عشق میورزم ، فقط به من فرصت بررسی دهید !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;کاش کسی تو دلم پا نمیزاشت ، دیگه دارم خفه میشم از بوی جورابش !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگات کنم ، حالا که نگات می کنم ، دلم میخواد فرار کنم !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;مهم نیست که قشنگ نیستی ، قشنگ اینه که مهم نیستی !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;به رسم قدیم اسمت رو روی لبه آستینم نوشتم ، ببین … آخ آخ ! آنقدر دماغم رو گرفتم ناخوانا شده !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;آخی ! یادته اولین دیدارمون ؟ بازم بوی پهن اومد یاد این روز افتادم !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;چند وقته در قلب منی ! دکتر گفته باید عمل باز قلب انجام بدم !&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|9 15|7</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post494.php</guid>

</item>





<item>

<title>10 اشتباه همیشگی در آداب معاشرت</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post493.php</link>


<description>&lt;P&gt;10 اشتباه همیشگی در آداب معاشرت&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آداب معاشرت فقط مختص رفتار شما سر میز غذا نیست، آداب معاشرت انعکاسی از چشم‌انداز کلی شما در روابط اجتماعی و زندگی جمعی است. اینکه در اتوبوس شلوغ جایتان را به پیرزنی که ایستاده است ندهید، چیزی درمورد شما به همه آنهایی که بیننده هستند می فهماند—اینکه حاضر نیستید لحظاتی راحتی خود را به خاطر دیگری به خطر بیندازید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گزارش ایران ویج ، در اکثر موقعیت‌ها، تصویر و ظاهر شما بخشی از چیزی نیست که توصیف‌کننده شماست؛ بلکه همه آن چیزی است که شما را توصیف می‌کند. کسانیکه چیزی درمورد شما نمی‌دانند با تنها اطلاعاتی که در دست دارند جای خالی‌ها را پر می‌کنند، و آن چیزی نیست جز آنچه از رفتار و کردار شما می‌بینند. صرفنظر از فکری که شما درمورد خودتان دارید، یک عادت اجتماعی بد می‌تواند معیار فکر دیگران نسبت به شما شود: هر کسی که ببیند شما غذایتان را با دهان باز می‌جوید خیلی قبل از اینکه شغل یا تخصص شما را به خاطر بسپارد، آنرا به یاد خواهد آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;معرفی نکردن افراد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه در یک موقعیت شغلی باشید و چه اجتماعی، اگر فراموش کنید که دو نفر را به هم معرفی کنید، بسیار زشت و ناشیانه به نظر خواهد رسید زیرا شما تنها آشنای م;شترک آنها هستید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قوانین پذیرفته شده‌ای برای نحوه معرفی کردن حرفه‌ای وجود دارد (مثل اول گفتن نام فردی که از نظر حرفه‌ای مقام بالاتری دارد)، اما هیچکدام از آنها به اندازه اینکه یادتان نرود آنها را به هم معرفی کنید، مهم نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تکان ندادن به خود برای تلفن حرف زدن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تقریباً در همه موقعیت‌های اجتماعی، آنهایی که در اتاق شما شریک هستند بیشتر از کسی که به شما زنگ یا پیامک می‌زند، مستحق توجه شماست. این مسئله وقتی سر میز شام یا موقعیت شخصی مشابهی هستید، قابل‌توجه‌تر خواهد بود اما برای هر موقعیتی که تنها نباشید صدق می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حتی اگر با افرادی کاملاً غریبه در یک صف ایستاده باشید، سعی کنید تا جایی که ممکن است تماس تلفنیتان را برای خودتان نگه دارید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بحث کردن سر یک صورتحساب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این یک قانون ساده برای موقعیت‌های غذا‌خوری دسته‌جمعی در بیرون از منزل است: همیشه برای پرداخت کردن یا سهیم شدن در پرداخت آماده باشید. باید پیش‌بینی کنید که یکی از اعضای گروه به خود اجازه بدهد که غذایی فوق‌العاده گران سفارش دهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر چنین مسائلی بارها موجب اذیتتان بوده است، به جای اینکه در رستوران سر صورتحساب بحث کنید، در موقعیتی دیگر با آن برخورد کنید. علاوه‌براین، خیلی راحت می‌توانید در چنین موقعیتی نشان دهید که فردی بخشنده و بزرگوار هستید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیر رسیدن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آدمها دوست دارند که حس کنند بر آنها ارزش گذاشته می‌شود و اگر به دنبال راهی مطمئن هستید که به کسی نشان دهید هیچ ارزشی برای او قائل نیستید، دیر سر قرارتان با او برسید. می‌توانید ۲۰ دقیقه دیرتر با یک توضیح خوب و منطقی برسید اما بالاخره بهانه شما هر چه که باشد، فرد مقابل به این فکر خواهد کرد که چرا باید بیش از شما برای رابطه‌تان ارزش و احترام قائل باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بخصوص در یک موقعیت کاری، در برخورد با مشتریان و رئیس، دیر رسیدن راهی بسیار عالی برای جدا کرن کارمندان توانا و ملاحظه‌کار و کارمندان بهانه‌گیر و بی‌توجه است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تقدیم نکردن محل نشستن خود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به همان ترتیبی که بسیاری از قوانین آداب معاشرت برای این طراحی شده‌اند که فردی خودمحور به نظر نرسد، قانون “تقدیم محل نشستن خود به فردی که نیاز بیشتری به آن دارد” یکی از اصول شخصیتی اساسی انسان بوده و هیچ نیازی به بحث درمورد سیاست‌های جنسیتی ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید آن زن باردار یا پیرزن ناتوان آنقدرها نیازی به صندلی شما در اتوبوس نداشته باشند و شاید شما روز بسیار بدی داشته‌اید، پاهایتان درد می‌کند و اتوبوس هم پر از آدم‌های بدبخت و بیچاره است اما به هر ترتیبی هست از نیاز خود چشم‌پوشی کرده و صندلیتان را به فردی نیازمندتر تقدیم کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برخورد ضعیف با پرسنل خدمات&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچ اشکالی ندارد که با اشاره ابراز کنید که از خدماتی رضایت نداشته‌اید اما درست نیست که اگر خیلی وضع مالی خوبی ندارید یا برای هزینه‌های آن خدمات آمادگی نداشتید، از تذکر دادن خودداری کنید. به همین ترتیب، درست هم نیست که بخاطر اشکالات خیلی کوچک غذای رستوران را پس بفرستید و با کارمندان و پرسنل طوری رفتار کنید که انگار مستخدم شما هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فقط درمورد خودتان حرف بزنید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خودپرستی اصلاً خصوصیت جالبی نیست. درست است که بعضی افراد بخاطر غرور و خودخواهی که دارند افراد را به سمت خود ج;ذب می‌کنند اما دلیل نمی‌شود که شما هم از آنها تقلید کنید. اینکه در مکالمات و گفتگوها فقط خودتان حرف بزنید و به هیچکس اجازه حرف زدن ندهید هم اصلاً کار زیبایی نیست چون دقیقاً همان نتیجه را دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اجازه بدهید دیگران هم نظراتشان را بگویند و وقتی از شما سوال می‌کنند نیازی نیست برای همه سوالات سه ساعت جواب بدهید. سعی کنید از دیگران سوال کنید این باعث می‌شود احساس کنند به جز خودتان برای دیگران هم ارزش قائل هستید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رعایت نکردن آداب باشگاه‌های ورزشی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آداب باشگاه رفتن بسیار ساده است اما با اینحال خیلی‌ها هستند که با رعایت نکردن این آداب باشگاه را به محیطی ناخوشایند تبدیل می‌کنند. اینها همان‌هایی هستند که یک دستگاه ورزشی را دقایق متمادی اشغال می‌کنند بی آنکه به نظر برسد کار مفیدی با آن انجام بدهند. همان‌هایی که وزنه‌ها و دمبل‌ها را وسط باشگاه رها می‌کنند و بعد از انجام کار آن را سر جای خود قرار نمی‌دهند و ممکن است پای کسی به آنها گیر کند و موجب صدمه زدن به دیگران شوند. همان‌هایی که موقع نشستن روی دستگاه‌ها از حوله شخصی استفاده نمی‌کنند و جای عرق بدنشان را روی همه دستگاه‌ها بر جای می‌گذارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک قانون کلی شاید بتواند همه باشگاه‌ها را از شر چنین افرادی خلاص کند: نباید طوری رفتار کنید که انگار مهمترین آدم روی زمین هستید. طوری رفتار کنید که در آن فضا با دیگران شریک هستید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آرایش کردن در اماکن عمومی&lt;BR&gt;آرایش کردن در محیط عمومی تجاوز به حق اجتماعی ما محسوب می‌شود؛ چه فکر کنید کسی نگاهتان می‌کند چه نه، این کار درست نیست. هر کاری که محل آن سرویس بهداشتی است، مثل گرفتن ناخن‌ها، تمیز کردن چشم ها و هر چیز مربوط به بهداشت شخصی، نیز از این جمله است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک سنت قدیمی می‌گوید زمانیکه در محلی عمومی هستید، از دست زدن به صورت خود خودداری کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;غذا خوردن با دهان باز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مثل حیوانات غذا خوردن یکی از بدترین اشتباهات اجتماعی است. این عادت زشت نه تنها شما را زیر سوال می‌برد بلکه اطرافینتان که می‌خواهند از غذای خود لذت ببرند را نیز مشمئز می‌کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مسئله مخصوصاً برای خانم‌ها اهمیت بسیار زیادی دارد و نشانه یک مرد بی‌کلاس است.( مردمان )&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|5 15|6</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post493.php</guid>

</item>





<item>

<title> 4مورد که شما هرگز در مورد موبایل نشنیده اید </title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post492.php</link>


<description>&lt;P&gt;4مورد که شما هرگز در مورد موبایل نشنیده اید &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;اول وضعيت فوق العاده &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;شماره تلفن وضعيت فوق العاده در كشورهاي جهان 112 است. در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعيت فوق العاده برای شما برقرار کند. (پلیس، اورژانس، آتش نشانی یا...) و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید. &lt;BR&gt;حتی با گوشی بدون سیم کارت نیز میتوانید به شماره 112 زنگ بزنيد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا ماشین شما یک دستگاه کنترل از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید،و مثلاً دستگاه کنترل در منزل باشد به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید کنترل درب بازکن ماشین را فشار دهد، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که ریموت کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید. باور ندارید امتحان کنید و متعجب شوید . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;BR&gt;سوم چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید: &lt;BR&gt;*#06# &lt;BR&gt;یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت. &lt;BR&gt; &lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهارم قدرت باطری مخفی شده &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #3370* را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازي مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|2|3 15|5</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post492.php</guid>

</item>





<item>

<title>از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post491.php</link>


<description>&lt;P&gt;از یک دختربچه بدجوری کتک خوردم !&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امروز سر چهار راه کـتـک بـدی از یـک دختـر بچـه ی هفـت سـالـه خـوردم ! اگه دل به درددلم بدین قضیه دستگیرتون میشه ...&lt;BR&gt;پشت چراغ قرمز تو ماشین داشتم با تلفن حرف میزدم و برای طرفم شاخ و شونه میکشیدم که نابودت میکنم ! به زمینو زمان میکوبمت تا بفهمی با کی در افتادی! زور ندیدی که اینجوری پول مردم رو بالا میکشی و... خلاصه فریاد میزدم که دیدم یه دختر بچه یه دسته گل دستش بود و چون قدش به پنجره ی ماشین نمی رسید هی می پرید بالا و میگفت آقا گل ! آقا این گل رو بگیرید...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منم در کمال قدرت و صلابت و در عین حال عصبانیت داشتم داد میزدم و هی هیچی نمیگفتم به این بچه ی مزاحم! اما دخترک سمج اینقد بالا پایین پرید که دیگه کاسه ی صبرم لبریز شد و سرمو آوردم از پنجره بیرون و با فریاد گفتم: بچه برو پی کارت ! من گـــل نمیخـــرم ! چرا اینقد پر رویی! شماها کی میخواین یاد بگیرین مزاحم دیگران نشین و ... دخترک ترسید و کمی عقب رفت! رنگش پریده بود ! وقتی چشماشو دیدم ناخودآگاه ساکت شدم! نفهمیدم چرا یک دفعه زبونم بند اومد! البته جواب این سوالو چند ثانیه بعد فهمیدم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ساکت که شدم و دست از قدرت نمایی که برداشتم، اومد جلو و با ترس گفت: آقا! من گل نمیفروشم! آدامس میفروشم! دوستم که اونورخیابونه گل میفروشه! این گل رو برای شما ازش گرفتم که اینقد ناراحت نباشین! اگه عصبانی بشین قلبتون درد میگیره و مثل بابای من میبرنتون بیمارستان، دخترتون گناه داره ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیگه نمیشنیدم! خدایا! چه کردی با من! این فرشته ی کوچولو چی میگه؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا علت سکوت ناگهانیمو فهمیده بودم! کشیده ای که دخترک با نگاه مهربونش بهم زده بود، توان بیان رو ازم گرفته بود! و حالا با حرفاش داشت خورده های غرور بی ارزشمو زیر پاهاش له میکرد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه صدایی در درونم ملتمسانه میگفت: رحم کن کوچولو! آدم از همه ی قدرتش که برای زدن یک نفر استفاده نمیکنه! ... اما دریغ از توان و نای سخن گفتن!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا اومدم چیزی بگم، فرشته ی کوچولو، بی ادعا و سبکبال ازم دور شد! اون حتی بهم آدامس هم نفروخت! هنوز رد سیلی پر قدرتی که بهم زد روی قلبمه! چه قدرتمند بود!&lt;BR&gt;همیشه مواظب باشید با کی درگیر میشید! ممکنه خیلی قوی باشه و بد جور کتک بخورید که حتی نتونید دیگه به این سادگیا روبراه بشین ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داستانی متفاوت از چوپان دروغگویی دیگر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیچ کس نبود. چوپانی مهربان بود که در نزدیکی دهی، گوسفندان را به چرا می برد. مردم ده که از مهربانی و خوش اخلاقی او خرسند بودند، تصمیم گرفتند که گوسفندانشان را به او بسپارند تا هر روز آنها را به چرا ببرد. او هر روز مشغول مراقبت از گوسفندان بود و مردم نیز از این کار راضی بودند. برای مدتها این وضعیت ادامه داشت و کسی شکوه ای نداشت تا اینکه ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک روز چوپان شروع کرد به فریاد: آی گرگ آی گرگ. وقتی مردم خود را به چوپان رساندند دریافتند که گرگی آمده است و یک گوسفند را خورده است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنان چوپان را دلداری دادند و گفتند نگران نباشد و خدا را شکر که بقیه گله سالم است. اما از آن پس، هر چند روز یک بار چوپان فریاد میزد: &quot;گرگ. گرگ. آی مردم، گرگ&quot;. وقتی مردم ده، سرآسیمه خود را به چوپان می رساندند می دیدند کمی دیر شده و دوباره گرگ، گوسفندی را خورده است. این وضعیت مدتها ادامه داشت و همیشه مردم دیر می رسیدند و گرگ، گوسفندی را خورده بود!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس مردم ده تصمیم گرفتند پولهای خود را روی هم بگذارند و چند سگ گله بخرند. از وحشی ترین ها و قوی ترین سگ ها را ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چوپان نیز به آنها اطمینان داد که با خرید این سگها، دیگر هیچگاه، گوسفندی خورده نخواهد شد. اما پس از خرید سگ ها، هنوز مدت زیادی نگذشته بود که دوباره، صدای فریاد &quot;آی گرگ، آی گرگ&quot; چوپان به گوش رسید. مردم دویدند و خود را به گله رساندند و دیدند دوباره گوسفندی خورده شده است. ناگهان یکی از مردم، که از دیگران باهوش تر بود، به بقیه گفت: ببینید، ببینید. هنوز اجاق چوپان داغ است و استخوانهای گوشت سرخ شده و خورده شده گوسفندانمان در اطراف پراکنده است !!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم که تازه متوجه شده بودند که در تمام این مدت، چوپان، دروغ می گفته است، فریاد برآوردند: آی دزد. آی دزد. چوپان دروغگو را بگیرید تا ادبش کنیم. اما ناگهان چهره مهربان و مظلوم چوپان تغییر کرد. چهره ای خشن به خود گرفت. چماق چوپانی را برداشت و به سمت مردم حمله ور شد. سگها هم که فقط از دست چوپان غذا خورده بودند و کسی را جز او صاحب خود نمی دانستند او را همراهی کردند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسیاری از مردم از چماق چوپان و بسیاری از آنها از &quot;گاز&quot; سگ ها زخمی شدند. دیگران نیز وقتی این وضعیت را دیدند، گریختند. در روزهای بعد که مردم برای عیادت از زخمی شدگان می رفتند به یکدیگر می گفتند: &quot;خود کرده را تدبیر نیست&quot;. یکی از آنها پیشنهاد داد که از این پس وقتی داستان &quot;چوپان دروغگو&quot; را برای کودکانمان نقل می کنیم باید برای آنها توضیح دهیم که هر گاه خواستید گوسفندان، چماق، و سگ های خود را به کسی بسپارید، پیش از هر کاری در مورد درستکاری او بررسی کنید و مطمئن شوید که او دروغگو نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما معلم مدرسه که آنجا بود و حرفهای مردم را می شنید گفت: دوستان توجه کنید که ممکن است کسی نخست &quot;&quot;راستگو&quot;&quot; باشد ولی وقتی گوسفندان، چماق و سگ های ما را گرفت وسوسه شود و دروغگو شود. بنابراین بهتر است هیچگاه &quot;&quot;گوسفندان&quot;&quot;، &quot;&quot;چماق&quot;&quot; و &quot;&quot;سگ های نگهبان&quot;&quot; خود را به یک نفر نسپاریم**.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;حکایت چهار دانشجو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.&lt;BR&gt;روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این 4 نفر از طرف استاد برگزار بشه ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:&lt;BR&gt;1. نام و نام خانوادگی؟ 2 نمره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;2. کدام لاستیک پنچر شده بود؟ 18 نمره &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;الف. لاستیک سمت راست جلو&lt;BR&gt;ب. لاستیک سمت چپ جلو&lt;BR&gt;ج. لاستیک سمت راست عقب&lt;BR&gt;د. لاستیك سمت چپ عقب&lt;BR&gt;بنظر شما دوستان، آیا اون 4 دانشجو توانستند به سوالات پاسخ صحیح بدهند ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مورچه و سلیمان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.&lt;BR&gt;از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟&lt;BR&gt;مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.&lt;BR&gt;حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.&lt;BR&gt;مورچه گفت: &quot;تمام سعی ام را می کنم...!&quot;&lt;BR&gt;حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.&lt;BR&gt;مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...&lt;BR&gt;چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;آیینه و شیشه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوان ثروتمندی نزد عارفی رفت و از او اندرزی برای زندگی نیک خواست ...&lt;BR&gt;عارف او را به کنار پنجره برد و پرسید: چه می بینی؟&lt;BR&gt;گفت: آدم هایی که می آیند و می روند و گدای کوری که در خیابان صدقه می گیرد.&lt;BR&gt;بعد آینه بزرگی به او نشان داد و باز پرسید: در آینه نگاه کن و بعد بگو چه می بینی؟&lt;BR&gt;گفت: خودم را می بینم !&lt;BR&gt;عارف گفت: ولی دیگر دیگران را نمی بینی !&lt;BR&gt;آینه و پنجره هر دو از یک ماده ی اولیه ساخته شده اند و آن چیزی نیست جز &quot;شیشه&quot;&lt;BR&gt;اما در آینه لایه ی نازکی از نقره در پشت شیشه قرار گرفته و در آن چیزی جز شخص خودت را نمی بینی&lt;BR&gt;این دو شی شیشه ای را با هم مقایسه کن :&lt;BR&gt;وقتی شیشه فقیر باشد، دیگران را می بیند و به آنها احساس محبت می کند.&lt;BR&gt;اما وقتی از جیوه (یعنی ثروت) پوشیده می شود، تنها خودش را می بیند !&lt;BR&gt;تنها وقتی ارزش داری که شجاع باشی و آن پوشش جیوه ای را از جلو چشم هایت برداری، تا بار دیگر بتوانی دیگران را ببینی و دوستشان بداری ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;میمون ها و کلاه فروش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت. تصمیم گرفت زیر درخت مدتی استراحت کند. لذا کلاه ها را کنار گذاشت و خوابید. وقتی بیدار شد متوجه شد که کلاه ها نیست!&lt;BR&gt;بالای سرش را نگاه کرد. تعدادی میمون را دید که کلاه ها را برداشته اند.&lt;BR&gt;فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد. در حال فکر کردن سرش را خاراند و دید که میمون ها همین کار را کردند. او کلاه را از سرش برداشت و دید که میمون ها هم از او تقلید کردند.&lt;BR&gt;به فکرش رسید... که کلاه خود را روی زمین پرت کند. لذا این کار را کرد. میمونها هم کلاهها را بطرف زمین پرت کردند و او همه کلاه ها را جمع کرد و روانه شهر شد.&lt;BR&gt;سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد. پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش تعریف کرد و تاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد چگونه برخورد کند ...&lt;BR&gt;یک روز که او از همان جنگل گذشت در زیر درختی استراحت کرد و همان قضیه برایش اتفاق افتاد.&lt;BR&gt;او شروع به خاراندن سرش کرد. میمون ها هم همان کار را کردند. او کلاهش را برداشت، میمون ها هم همان کار را کردند. نهایتا کلاهش را بر روی زمین انداخت. ولی میمون ها این کار را نکردند!&lt;BR&gt;یکی از میمون ها از درخت پایین آمد و کلاه را از روی زمین برداشت و در گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری؟!&lt;BR&gt;نکته : رقابت هیچگاه سکون نمی شناسد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;تغییر دنیا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر سر گور کشیشی در کلیسای وست مینستر نوشته شده است: &quot;کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم. بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است من باید انگلستان را تغییر دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ دیدم و تصمیم گرفتم شهرم را تغییر دهم. در سالخوردگی تصمیم گرفتم خانواده ام را متحول کنم. اینک که در آستانه مرگ هستم می فهمم که اگر روز اول خودم را تغییر داده بودم، شاید می توانستم دنیا را هم تغییر دهم!&quot;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;زشت ترین دختر کلاس&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیباروی و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:&lt;BR&gt;میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟&lt;BR&gt;یکدفعه کلاس از خنده ترکید …&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعضی ها هم اغراق آمیزتر می خندیدند. اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جمله ای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژه ای در میان همه و از جمله من پیدا کند.&lt;BR&gt;او گفت: اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذاب هستی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینان ترین فردی است که می توان به او اعتماد کرد و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه می خواستند با او هم گروه باشند. او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود. به یکی می گفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و … به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاق ترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوب ترین یاور دانش آموزان را داده بود. آری ویژگی برجسته او در تعریف و تمجید هایش از دیگران بود که واقعاً به حرف هایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبه های مثبت فرد اشاره می کرد. مثلاً به من می گفت بزرگترین نویسنده دنیا و به خواهرم می گفت بهترین آشپز دنیا!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجه به صورت ظاهری اش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم. پنج سال پیش وقتی برای خواستگاری اش رفتم، دلیل علاقه ام را جذابیت سحر آمیزش می دانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگی اش گفت:&lt;BR&gt;برای دیدن جذابیت یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم. دخترم بسیار زیباست و همه از زیبایی صورتش در حیرتند.&lt;BR&gt;روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست ؟&lt;BR&gt;و همسرم اینگونه جواب داد:&lt;BR&gt;من زیبایی چهره دخترم را مدیون خانواده پدری او هستم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شادی را هدیه کن حتی به کسانی که آن را از تو گرفتند&lt;BR&gt;عشق بورز به آنهایی که دلت را شکستند&lt;BR&gt;دعا کن برای آنهایی که نفرینت کردند&lt;BR&gt;و بخند که خدا هنوز آن بالا با تـوست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;مفهوم خانواده&lt;BR&gt;با مردی که در حال عبور بود برخورد کردم&lt;BR&gt;اووه ! معذرت میخوام … من هم معذرت میخوام.&lt;BR&gt;دقت نکردم … ما خیلی مؤدب بودیم، من و اون غریبه خداحافظی کردیم و به راهمان ادامه دادیم؛ اما در خانه با آنهایی که دوستشان داریم چطور رفتار می کنیم ؟!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کمی بعد از آنروز، در یک غروب غمگین مشغول پختن شام بودم. دخترم خیلی آرام کنارم ایستاد اما همینکه برگشتم به او خوردم و تقریبا انداختمش ولی بدون کمترین توجهی با اخم به او گفتم: &quot;اه ! ازسرراه برو کنار&quot; قلب کوچکش شکست و رفت ! اصلا نفهمیدم که چقدر تند حرف زدم ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی توی رختخوابم بیدار بودم صدای آرام خدا در درونم گفت:&lt;BR&gt;وقتی با یک غریبه برخورد میکنی، آداب معمول را رعایت میکنی اما با بچه ای که دوستش داری بد رفتار میکنی !&lt;BR&gt;برو به کف آشپزخانه نگاه کن. آنجا نزدیک در، چند گل پیدا میکنی.&lt;BR&gt;آنها گلهایی هستند که او برایت آورده بود. خودش آنها را چیده. صورتی و زرد و آبی ...&lt;BR&gt;او تنها به این خاطر آرام ایستاده بود که سورپرایزت بکنه&lt;BR&gt;هرگز اشکهایی که چشمهای کوچیکشو پر کرده بود ندیدی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در این لحظه بود که احساس حقارت کردم و بی امان اشکهایم سرازیر شدند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آرام رفتم و کنار تختش زانو زدم ... بیدار شو کوچولو، بیدار شو. اینا رو برای من چیدی؟&lt;BR&gt;گفتم دخترم واقعاً متاسفم از رفتاری که امروز داشتم. نمی بایست اونجور سرت داد می کشیدم&lt;BR&gt;دخترم گفت : اشکالی نداره مامان چون من به هر حال دوستت دارم مامان&lt;BR&gt;من هم دوستت دارم دخترم&lt;BR&gt;و گلها رو هم دوست دارم&lt;BR&gt;مخصوصا آبیه رو ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کوچولوی من ادامه داد : اونا رو کنار درخت پیدا کردم ورشون داشتم چون مثل تو خوشگل هستن. میدونستم دوستشون داری، مخصوصا آبیه رو ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آیا میدانید که اگر فردا بمیرید شرکت یا موسسه ای که در آن کار میکنید به آسانی در ظرف یک روز برای شما جانشین جدیدی می آورد؟&lt;BR&gt;اما خانواده ای که به جا میگذارید تا آخر عمر فقدان شما را احساس خواهد کرد؟&lt;BR&gt;و به این فکر کنید که ما خود را عجیب وقف کار میکنیم و به خانواده مان آنطور که باید اهمیت نمی دهیم!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه سرمایه گذاری ناعاقلانه ای !&lt;BR&gt;اینطور فکر نمی کنید؟!&lt;BR&gt;به راستی کلمه &quot;خانواده&quot; یعنی چه ؟!&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|31 15|2</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post491.php</guid>

</item>





<item>

<title>۱۰ اشتباه عاشقانه</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post490.php</link>


<description>&lt;P&gt;۱۰ اشتباه عاشقانه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از آن ها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابق تان را دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید.&lt;BR&gt;با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱) بیش از حد مهربان نباشید&lt;BR&gt;نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲) او را مجبور نکنید&lt;BR&gt;نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان نمی توانید!&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳) التماس نکنید&lt;BR&gt;خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ «خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم...» به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض این که یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۴) مرتب هدیه نخرید&lt;BR&gt;تا به حال شنیده اید: «عشق من را نمی توانی بخری!» شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفر آور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما فکر می کنید به اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۵) هر ۵ دقیقه یکبار نگویید «دوستت دارم»&lt;BR&gt;افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، این که بخواهید تند و تند به طرف تان بگویید که چقدر برای تان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خسته کردن طرف تان با «دوستت دارم» ها چندان کار رمانتیکی نیست.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرف تان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۶) تفاوت های ج-نس-ی را فراموش نکنید&lt;BR&gt;خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر ج-نس مخالف شان را به خود جلب کنند، چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند که نظر خودشان و هم جن-س-ان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به چیزهای مختلفی جذب می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جن-س مخالف استفاده کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند.در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۷) همه قدرت را به او ندهید&lt;BR&gt;طوری رفتار نکنید که اگر طرف تان شما را ترک می کند انگار زندگی تان به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد و باعث می شود شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند شما را راحت دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرف تان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۸) در دام ظاهر و پول نیفتید&lt;BR&gt;فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم ما با این قدر کوته بین نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل داشته باشید. ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. این ها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: «فوقش اینقدر پول از دست می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشق تان اقدام کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۹) اشتباه نشانه ها را درک نکنید&lt;BR&gt;وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روا-بط عاشقا-نه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۰) کمک بگیرید!&lt;BR&gt;خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم مرتکب می شوند، رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد.&lt;BR&gt;در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه یی انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرف تان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|29 15|2</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post490.php</guid>

</item>





<item>

<title>آش برنج همدانی</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post489.php</link>


<description>&lt;P&gt;آش برنج همدانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواد اولیه:&lt;BR&gt;برنج یک پیمانه&lt;BR&gt;آب قلم دو پیمانه&lt;BR&gt;گشنیز 200 گرم&lt;BR&gt;عدس 1/4 پیمانه&lt;BR&gt;ماست یا آبغوره برای سرو غذا و نمک به میزان لازم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;طرز تهیه:&lt;BR&gt;متخصصان تغذیه معتقدند آش در فصل سرما برای سرماخوردگی بسیار مفید است پس دست به کار شوید و برای اعضای خانواده‌تان این آش آسان و کم هزینه را تهیه نمایید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابتدا برنج را حدود یک تا دو ساعت خیس می‌کنیم(بدون نمک)، آب قلم را روی برنج ریخته و می‌گذاریم چند جوش بزند پس از آن عدس، گشنیز و مقداری نمک اضافه می‌کنیم و می‌گذاریم بپزد. وقتی آش لعاب‌دار شد در ظرف مورد نظر می‌‌کشیم. برای سرو این آش می‌‌توانید به آن ماست یا آبغوره اضافه کنید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|27 15|0</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post489.php</guid>

</item>





<item>

<title>پسوردهای موفقیت در قرآن کریم</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post488.php</link>


<description>&lt;P&gt;پسوردهای موفقیت در قرآن کریم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;و نیکی با بدی یکسان نیست. [بدی را] به آنچه خود بهتر است دفع کن؛ آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی یکدل می‌گردد.&lt;BR&gt;همه کارشناس مسائل اجتماعی شده‌اند و پای صحبت هر کسی می‌نشینی می‌تواند ساعت‌ها از در و دیوار و مردم و مسئولین انتقاد کند و به همه بفهماند که من هم از مسائلی که در اطرافم می‌گذرد سر در می‌آورم و می‌توانم آن‌ها را درک کنم و شاید آن‌ها را به چالش بکشانم .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اما در این میان مشکلی که وجود دارد و دامن گیر خیلی از ما شده این است که نقش خودمان را در مشکلات جامعه نادیده می‌گیریم بدین معنا که هر جامعه ای خواه ناخواه با مشکلات زیادی مواجه است که می‌توان علت‌های مختلفی را برای آن به تصویر کشید اما در کنار همه این مشکلات خود ما هم در صورتی که عملکرد بدی در جامعه داشته باشیم می‌توانیم علت به وجود آمدن بسیاری از مشکلات شویم .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نکته قابل توجه در این میان این است که قبل از اینکه از هر چیزی خواه جامعه و خواه مسئولین و خواه اطرافیان خود انتقادی بکنیم کمی به کارهای خودمان بیندیشیم که آیا عملکرد من هم در جامعه تأثیر دارد یا خیر؟ و اگر من کاری که با قانون و اخلاق و دین مخالف است انجام بدهم آیا این عملکرد بد من هم می‌تواند سبب بروز بعضی از مشکلات شود؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جواب این سؤال کاملاً روشن است که افراد در جامعه به مثابه اعضای یک جامعه هستند و عملکرد فردی چه خوب و چه بد می‌تواند در جامعه موثر باشد و جامعه را به سوی خوبی‌ها و یا به دره سقوط و هلاکت راهنمایی کند .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس حال که عملکرد ما این قدر در جامعه موثر است بیایید همه کارهای خودمان را به نحو احسن و جامع و کامل و بدون هیچ نقص و عیبی انجام دهیم چرا که ما خداوندی داریم که همه کارهای خود را به نحو احسن انجام می‌دهد و بارها فرموده است:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1) بهترین سرگذشت‌ها را بیان می‌کند:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ به ما أَوْحَیْنا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآن: ما نیکوترین سرگذشت را به موجب این قرآن که به تو وحی کردیم، بر تو حکایت می‌کنیم)( یوسف: 3)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2) بهترین بیان را دارد :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(وَ لا یَأْتُونَکَ به مثلٍ إِلاَّ جِئْناکَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسیراً: و برای تو مَثَلی نیاوردند، مگر آنکه [ما] حق را با نیکوترین بیان برای تو آوردیم.)( الفرقان : 33)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3) بهترین آفریدگار است:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(الَّذی أَحْسَنَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلَقَهُ وَ بَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسانِ مِنْ طین: همان کسی که هر چیزی را که آفریده است نیکو آفریده، و آفرینش انسان را از گِل آغاز کرد.)( السجدة : 7)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4) بهترین سخن را نازل کرده است :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدیثِ : خدا زیباترین سخن را نازل کرده است)(الزمر: 23)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حال خداوندی که تمام کارهای خود را به بهترین نحو ممکن انجام می‌دهد از ما خواسته است تا ما هم کارهایمان را به نحو احسن انجام دهیم و فرموده است :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلا: و اوست کسی که آسمان‌ها و زمین را در شش هنگام آفرید و عرش او بر آب بود، تا شما را بیازماید که کدام یک نیکوکارترید)( هود: 7)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پسوردهای موفقیت&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس برای اینکه موفقیت را دریابید یکی از پسوردهای مهم برای ورود در سرزمین موفقیت این است که همه کارها را به نحو احسن انجام دهید:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;1) در تصرفات و فعالیت‌های اقتصادی به بهترین شکل عمل کنید:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتیمِ إِلاَّ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ حَتَّی یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ وَ الْمیزانَ بِالْقِسْط: و به مال یتیم - جز به نحوی [هر چه نیکوتر]- نزدیک مشوید، تا به حد رشد خود برسد. و پیمانه و ترازو را به عدالت، تمام بپیمایید.)(انعام: 152)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;2) با مخالفان خود با بهترین روش بحث کنیم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(ادْعُ إِلی سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَن: با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوه‌ای] که نیکوتر است مجادله نمای.)( النحل: 125)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;3) بهترین سخنان را قبول کنیم:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ : به سخن گوش فرا می‌دهند و بهترین آن را پیروی می‌کنند؛ اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.)( الزمر : 18)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;4) در روابط اجتماعی به بهترین شکل برخورد کنیم :&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;(وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ:و نیکی با بدی یکسان نیست.[بدی را] به آنچه خود بهتر است دفع کن؛ آنگاه کسی که میان تو و میان او دشمنی است، گویی دوستی یکدل می‌گردد.)(فصلت: 34)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;منبع :وبلاگ حافظان نور&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|25 14|59</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post488.php</guid>

</item>





<item>

<title>۷ حقیقت آرایشی </title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post487.php</link>


<description>&lt;P&gt;۷ حقیقت آرایشی &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ما در طول روز از محصول های آرایشی بهداشتی مختلفی استفاده می کنیم بدون آنکه دقیقا درباره ویژگی ها و عوارض آنها چیزی بدانیم. شاید سوال های بسیاری در مورد محصول های آرایشی بهداشتی در ذهن شما وجود داشته باشد؛ سوال هایی مانند اینکه استفاده از اتوبرنزه ها برای پوست مضر است یا نه؟ کرم های لاغری واقعا تاثیر دارند؟ در این مطلب به برخی از سوال های رایج در مورد محصول های آرایشی بهداشتی پاسخ داده شده است...&lt;BR&gt;۱.استفاده از کرم های لاغری موثر است؟&lt;BR&gt;به دنبال مصرف موادغذایی، بیش از حد نیاز، سلول های چربی (ادیپوسیت ها) بزرگ و تکثیر می شوند تا بتوانند چربی ها را درون خود ذخیره کنند. این سلول ها زیر پوست و بین اندام های داخلی جمع می شوند و تشکیل بافت چربی می دهند. کرم های لاغری از ذخیره چربی در بافت چربی زیر پوست پیشگیری می کنند و حالت زیباتری به پوست می دهند. البته راه حل های دیگری هم جز مصرف کرم های لاغری وجود دارد؛ مثلا برخی از مواد مانند کافئین به خصوص وقتی صبح مصرف شوند، سوخت وساز چربی را بالا می برند. برخی دیگر مانند فلوریدزین هم که در سیب وجود دارند، به خصوص اگر عصر مصرف شوند، ذخیره چربی را کاهش می دهند. مشکل اصلی کرم های لاغری این است که باید به طور مرتب و روزانه مصرف شوند در غیر این صورت چربی دوباره زیر پوست ذخیره می شود و حالتی نازیبا به آن می دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲.اتوبرنزه ها مضرند؟&lt;BR&gt;اتوبرنزه ها از مرطوب کننده و شیر و DHA (دی اکسیداستون که ماده اصلی اتوبرنزه هاست) ساخته شده اند. DHA مولکولی است که از ذرت به دست می آید و در سطح بدن در تماس با اسیدهای آمینه سلول های پوست، باعث رنگی شدن سلول های مرده می شود. هر بار که حمام می روید، سلول های مرده می ریزند و رنگ ناشی از اتوبرنزه ها هم از بین می رود. خود اتوبرنزه ها مضر نیستند بلکه این باور که در صورت استفاده از اتوبرنزه ها نیازی به استفاده از کرم ضدآفتاب یا هیچ نوع حفاظت دیگری در مقابل آفتاب نیست، مشکل ساز می شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳.چرا گاهی پوستمان سریع تر برنزه می شود و این رنگ مدت بیشتری دوام دارد؟&lt;BR&gt;اواخر هر سال، دوره تجدید سلولی کند می شود و بیش از ۲۱ روز (زمان استاندارد) لازم است تا سلول های اپیدرم که اشعه UV را جذب کرده اند و برنزه شده اند، به سطح پوست برسند، بمیرند و جای آنها را سلول های تازه و روشن بگیرد. به طور کلی، پوست افرادی که به بلوغ رسیده اند، نسبت به کودکان رنگ برنزه را مدت طولانی تر حفظ می کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۴.چرا برخی از ریمل ها ضدآب هستند؟&lt;BR&gt;فرمول تهیه ریمل هر تولید کننده ای متفاوت است. به طور کلی ریمل ها به ۲ گروه اصلی کلاسیک یا معمولی و واترپروف یا ضدآب تقسیم می شوند. ریمل کلاسیک، مخلوطی از آب و موم های گیاهی است که به آن رنگ و پلیمرهایی افزوده می شود که به آن حالتی کرمی با قابلیت کشسانی می دهد. در ریمل ضدآب به جای آب، از حلال های قابل تبخیر استفاده شده است. مزیت این نوع ریمل بر ریمل کلاسیک این است که در صورت گریه کردن یا رفتن زیر باران یا شستن صورت، پاک نمی شود و مژه ها را دانه دانه از هم جدا می کند و حالت زیبایی به آنها می دهد.&lt;BR&gt;برای پاک کردن ریمل کلاسیک، آب و صابون کافی است اما برای پاک کردن ریمل های واترپروف باید از آرایش پاک کن های مخصوص که حاوی چربی و آب هستند، استفاده کرد. این محلول ها را قبل از استفاده خوب به هم بزنید.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۵.تفاوت محصول های «طبیعی» و «بیو» در چیست؟&lt;BR&gt;محصول های طبیعی حاوی ترکیب های گیاهی هستند اما محصول های بیو غیر از ترکیب های گیاهی، یکی از برچسب های بیولوژیک را هم دارند و این برچسب، نداشتن مواد رنگی اسانس دار صنعتی را در آنها تایید می کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۶.چرا شامپوهای بیولوژیک مانند سایر شامپوها کف نمی کنند؟&lt;BR&gt;بسیاری از افراد گمان می کنند شامپویی که بهتر کف می کند، اثر پاک کنندگی بهتری دارد، اما این باور اشتباه است زیرا کف شامپو موها را تمیز نمی کند بلکه مواد شوینده داخل آن است که چربی و کثیفی را از بین می برد. در شامپوهای بیو، برعکس شامپوهای کلاسیک که در آنها «سدیم لوریل سولفات» روی چربی مو تاثیر می گذارد، ماده ای به نام «تانسیو» که یکی از مشتقات شکر است، وجود دارد. این ماده به اندازه سدیم لوریل سولفات موثر است اما کف کنندگی کمتری دارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۷.چرا برخی از عطرها پوست را تحریک می کنند؟&lt;BR&gt;برخی از ترکیب ها مانند انواع نگهدارنده ها یا روغن های گیاهی موجود در عطرها، محرک هستند. لینانول، گرانیول و سیترونلول که هر سه از ترکیبات معطر گیاهی اند، از محرک ترین مواد درون عطرها هستند که متأسفانه استفاده از آنها هنوز ممنوع نشده است. الکل نیز به ندرت می تواند باعث تحریک پوست شود. در صورتی که در اثر استفاده از عطر دچار علایم حساسیت می شوید، می توانید با مراجعه به متخصص و انجام تست آلرژی، دریابید به کدام ترکیب عطر حساسیت دارید. بهترین راه حل، اسپری عطر روی لباس است تا ترکیبات آلرژی زا با پوستتان در تماس نباشند.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|23 14|58</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post487.php</guid>

</item>





<item>

<title>پیامک های جدید با موضوع تنهایى</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post486.php</link>


<description>&lt;P&gt;پیامک های جدید با موضوع تنهایى&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;…&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در تنهایی هایم نیز به یاد توام&lt;BR&gt;زیرا تو تمام تنهایی هایم هستی…&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;تنهای تنها نیز شوم…&lt;BR&gt;بیکس و رسوا نیز شوم…&lt;BR&gt;باز هم آرامم…&lt;BR&gt;خدا را دارم…&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;تمام آرزوی من برایت این است…&lt;BR&gt;(تنها نشوی)&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;قلب من قطعه ای از مزار تنهایی هاست / غم دنیاست که در گوشه ی قلبم پیداست&lt;BR&gt;وقتی احساس کنم نیمه ای از جان منی / بی تو هر جا بروم باز وجودم تنهاست&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;نیمکت با هم بودنمان تنهاست&lt;BR&gt;من دل نشستن ندارم&lt;BR&gt;تو دلیل نشستن باش !&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت / باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;نامه هایم که چراغ قلبت را روشن نکرد !&lt;BR&gt;امشب تمامشان را بسوزان شاید بتوانی تنهایی ات را ببینی . . .&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی&lt;BR&gt;وقت است که یک چندی در خانه ی ما آیی&lt;BR&gt;در خانه ی ما آمد ،‌ آن پادشه خوبان&lt;BR&gt;آن پادشه خوبان ‌; داد از غم تنهایی . . .&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;گاهی تنهایی آنقدر قیمت دارد که درب را باز نمی کنم&lt;BR&gt;حتی برای “تو” که سالها منتظر در زدنت بودم . . .&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;هر چند نمی‌دانم خواب‌ هایت را با که شریک می‌ شوی&lt;BR&gt;اما هنوز ،&lt;BR&gt;شریک تمام بی‌خوابی ‌های من،&lt;BR&gt;تویی&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;برای من مهم نیست که وقتی کسی تنهاست به فکر من باشه&lt;BR&gt;برای من این مهمه که وقتی اطرافش شلوغه ، قلبش به خاطر من میتپه&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;چون خیالت همه شب مونس و دمساز من است&lt;BR&gt;شرم دارم که شکایت کنم از “تنهایی”&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;تنهایی یعنی&lt;BR&gt;من یه موبایل دارم که صدای زنگش رو یادم نمیاد&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;فکر تنهایی نباش&lt;BR&gt;تنهایی خودش تنهاست&lt;BR&gt;تنها به فکر کسی باش&lt;BR&gt;که بی تو تنهاست …&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;دارد باران می بارد و داغ تنهایی دلم تازه می شود&lt;BR&gt;از ابتدای خلقت هم سخن از تنها سفر کردن نبود…&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;من تورادوست دارم&lt;BR&gt;تو دیگری را&lt;BR&gt;دیگری دیگری را&lt;BR&gt;اینچنین است که همه تنهاییم&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;ازطرف اونی که تنهاست تنها اومده تنها میره تنهاش میزارن&lt;BR&gt;تنها نمیزاره تنها یه آرزو داره اونم اینه که تو تنهاش نذاری…&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;تو رفته ای که بی من,تنها سفر کنی&lt;BR&gt;من مانده ام که بی تو,شبها سحر کنم&lt;BR&gt;تو رفته ای که عشق من از سر بدر کنی&lt;BR&gt;من مانده ام که عشق تو را تاج سر کنم . . .&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;روزهایـی کـه بـی تـو می گـذرد&lt;BR&gt;گـرچه بـا یـاد تـوست ثـانـیه هـاش&lt;BR&gt;آرزو بـاز می کـشد فـریـاد:&lt;BR&gt;در کـنار تـو می گـذشت٬ ای کـاش!&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;رفتم که نبینی پریشان شدنم را / غمناک ترین لحظه ی ویران شدنم را&lt;BR&gt;در خویش فرو رفتم و در خویش شکستم / تا تو نبینی غم تنها شدنم را&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|21 14|51</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post486.php</guid>

</item>





<item>

<title>يك كلام تمام</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post485.php</link>


<description>&lt;P&gt;يك كلام تمام&lt;BR&gt;ابو سعیدابولخیر در مسجدی سخنرانی داشت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم از تمام اطراف روستا ها و شهرها امده بودند &lt;BR&gt;جای نشستن نبود و بعضی ها در بیرون نشسته بودند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سپس شاگرد ابو سعید گفت تو را به خدا از انجا که هستید یک قدم پیش بگزارید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه یک قدم پیش گذاشتند سپس... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوبت به سخنرانی ابو سعید رسید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او از سخنرانی خود داری کرد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم که به مدت یک ساعت در مسجدبودند و خسته شده بودند شروع به اعتراض کردند &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ابو سعید پس از مدتی گفت :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر انچه که من میخواستم بگویم شاگردم به شما گفت، شما یک قدم به جلو حرکت کنید تا خدا ده قدم به شما نزدیک شود...&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن روز : دانستن کافی نیست، باید به دانسته ی خود عمل کنید. ناپلئون هیل&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|19 14|47</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post485.php</guid>

</item>





<item>

<title>نهمين در بهشت</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post484.php</link>


<description>&lt;P&gt;نهمين در بهشت&lt;BR&gt;شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند ، فرشته پری به شاعر داد و شاعـر شعری بـه فرشته . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعـر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدا گفت: دیگر تمام شد! دیگرزندگی برای هر دوتان دشـوار می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیرا شاعری که بـوی آسمـان را بشنود ، زمیـن برایش کوچـک اسـت و فـرشته ای کـه مـزه عـشق را بچشد، آسمـان برایش تنـگ ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرشته دست شاعر را گرفـت تا راه های آسمان را نشانش بدهـد و... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاعـر بال فرشته را گرفت تـا کوچـه پس کوچـه های زمیـن را به او معرفی کند . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شـب کـه هر دو به خانه برگشتند ، روی بال های فرشته قدری خاک بود و روی شانه های شاعر چند تا پر... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرشته پیش شاعر آمد و گفت : می خواهم عاشق شوم . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاعر گفت : نه! تو فرشته ای و عشق کار تو نیست . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرشته اصرار کرد واصرار کرد ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاعر گفت : اما پیش از عاشقی باید عصیان کرد و اگـر چنین کنی از بهشت اخراجت می کنند . آیا آدم و سرنوشت تلخش را فراموش کرده ای ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما فرشته باز هم پافشاری کرد آن قـدر که شاعر به ناچار نشانی درخـت ممنوعه را به او داد... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرشته رفت و از میوه آن درخت خورد . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما پرهایش ریخت و پشیمان شد!!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آ ن گاه پیش خدا رفت و گفت: خدایا مرا ببخش من به خودم ظلم کرده ام . عصیان کردم و عاشق شدم وپشیمانم، آ یا حالا مرا از بهشت بیرون می کنی ؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خداوند فرمود : پس تو هم این قصـه را وارونه فهمیدی ! پس تو هـم نمی دانی تنها آن که عصیـان می کند و عاشق می شود، می تواند به بهشت وارد شود ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و آ ن وقـت خدا نهمین در بهشت را باز کرد ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرشته وارد شد و شاعـر را دیـد که آنجـا نشسته است در سوگ هشت بهشت و رنج هبوط ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرشته حقیقت ماجرا را برایش گفت اما او باور نکرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آدم ها هیچ کدام این قصه را باور نمی کنند. تنها آن فرشته است که می داند بهشت واقعی کجاست...! &lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن روز : همه دوست دارند به بهشت بروند,اما كسي دوست ندارد بميرد .بهشت رفتن جرأت مردن ميخواهد.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|17 14|43</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post484.php</guid>

</item>





<item>

<title>رهایی از شر موهای خشک و خشن </title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post483.php</link>


<description>&lt;P&gt;رهایی از شر موهای خشک و خشن &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اکثر افرادی که از خشک و خشن بودن موهایشان رنج می برند، می توانند با ماده آرایشی به نام سرم مو تا حدودی موهایشان را از زبری و خشکی درآورند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سرم مو&lt;BR&gt;سرم مو برای آن دسته موهایی استفاده می گردد که زیبایی و درخشندگی خود را در اثر آلودگی هوا، کثیفی، غبار و نورخورشید از دست داده اند.&lt;BR&gt;روغن سیلیکون ماده اصلی تشکیل دهنده سرم مو می باشد. سرم مو معمولا پس از هر بار شستشوی مو مورد استفاده قرار می گیرد و باعث می گردد که مو براق تر به نظر آمده و بتوان به گونه دلخواه آن را فرم داد.&lt;BR&gt;این فرآورده به منظور حالت دادن، براق نمودن ، محافظت از موهای آسیب دیده و جلوگیری از وز شدن موها طراحی شده است.&lt;BR&gt;سیلیکون موجود در سرم با اتصال به کوتیکول های مو، خواصی از خود به جای می گذارد. از جمله :&lt;BR&gt;- با ایجاد یک لایه محافظ مو را در مقابل آسیب های محیطی و آسیب در هنگام حالت دادن مو محافظت می کند.&lt;BR&gt;- این لایه محافظ باعث پیشگیری از از دست رفتن رطوبت مو می گردد.&lt;BR&gt;- این لایه محافظ ، از ایجاد الکتریسیته ساکن خصوصاً پس از سشوار کشیدن پیشگیری می کند.&lt;BR&gt;- باعث ایجاد حس نرمی و براق شدن مو می گردد.&lt;BR&gt;- این فرآورده بر خلاف کرم ها و واکس های موی سر، چرب نمی باشد و بر خلاف ژل ها، چسبنده نمی نیست و حالت پوسته پوسته بر روی مو ایجاد نمی کند.&lt;BR&gt;- لایه محافظ این فرآورده باعث حالت گرفتن بهتر و سریع‌تر موها می شود.&lt;BR&gt;- پس از مصرف این فرآورده ، شانه کردن موهای بلند و فر تسهیل می گردد.&lt;BR&gt;- این فرآورده برای موهای بلند، زبر ، وز و فر و خصوصاً موهای آسیب دیده توسط مواد شیمیایی و نیز موهای صاف و کوتاه مردان و زنان قابل استفاده است.&lt;BR&gt;- این فرآورده بر روی موهای خشک و تر تمیز قابل استفاده است.&lt;BR&gt;بیشترین مصرف سرم مو، بعد از حمام کردن و برای موهای زبر و آسیب دیده توسط رنگ و مش است که آنها را نرم و براق و خوش حالت می کند&lt;BR&gt;چه زمانی از سرم مو استفاده کنیم؟&lt;BR&gt;- برای خانم های با موهای فر طبیعی و البته کمی خشک، بلافاصله بعد از حمام روی موهای نم دار و لابه لای موها باید مالیده شود.&lt;BR&gt;- خانم های با موهای حالت دار، اما رنگ و مش شده، قبل از سشوار یا اتو کشیدن کمی از سرم مو را به نوک انگشتان زده و لابه لای موها بزنند و به همراه رطوبت کم موها آنها را سشوار بکشند.&lt;BR&gt;- موهای زبر، اما نرم و صاف بعد از حالت دادن موها با سشوار، به میزان خیلی کم و تنها با نوک انگشتان، سرم مو روی موها زده شود که این مقدار برای گرفتن خورده های روی موها زده می شود.&lt;BR&gt;- سرم مو برای نرمی موهای پسران و آقایانی که موهای زبر و خشنی دارند، بدون سشوار می تواند آنها را براق کند.&lt;BR&gt;مزایای استفاده از سرم مو&lt;BR&gt;سرم مو باعث روشن شدن رنگ مو می گردد. همچنین باعث درخشندگی مو می گردد.&lt;BR&gt;سرم مو باعث از بین رفتن وزخوردگی و ژولیدگی مو می گردد.&lt;BR&gt;سرم مو از خشکی و زبری مو جلوگیری می کند.&lt;BR&gt;اگر پیش از سشوارکشیدن از سرم مو استفاده گردد، از رسیدن حرارت بیش از حد به مو جلوگیری می کند.&lt;BR&gt;بواسطه خاصیت ضدچسبندگی سرم مو، از موها در برابر آلودگی، گردوغبار و اشعه های مضر خورشید محافظت می نماید.&lt;BR&gt;روش استفاده از سرم مو&lt;BR&gt;در ابتدا باید موهای خود را با شامپویی ملایم بشویید. بعد مقدار کمی از سرم مو را بر روی دست خود ریخته وآن را به موهای خود بمالید و بگذارید خشک گردد. پس از استفاده از سرم بر روی مو، دیگر نیازی به شستشوی مجدد نمی باشد.&lt;BR&gt;همچنین می توانید بعد از خشک کردن موها، در حالتی که کمی نم دارد ، از سرم مو استفاده کنید.&lt;BR&gt;توصیه ها&lt;BR&gt;تنها مقدار کمی از سرم به خصوص برای جلوگیری از وز شدن مو کافی می باشد.&lt;BR&gt;هیچگاه نباید سرم مو بر روی پوست سر قرار گیرد. در غیر اینصورت موهای شما بسیار چرب به نظرآمده و فرم دهی به آن مشکل می گرد.&lt;BR&gt;در ضمن همیشه به یاد داشته باشید که از سرم مویی استفاده کنید که در ظروف در بسته باشد.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|15 14|42</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post483.php</guid>

</item>





<item>

<title>داستان حتما دليلي دارد</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post482.php</link>


<description>&lt;P&gt;داستان حتما دليلي دارد&lt;BR&gt;مردی تاجر در حیاط قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر روز بزرگترین سرگرمی و تفریح او گردش در باغ و لذت بردن از گل و گیاهان آن بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا این که یک روز به سفر رفت... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بازگشت، در اولین فرصت به دیدن باغش رفت اما با دیدن آنجا، سر جایش خشکش زد...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام درختان و گیاهان در حال خشک شدن بودند ، رو به درخت صنوبر که پیش از این بسیار سر سبز بود، کرد و از او پرسید که چه اتفاقی افتاده است؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;درخت به او پاسخ داد: من به درخت سیب نگاه می کردم و باخودم گفتم که من هرگز نمی توانم مثل او چنین میوه هایی زیبایی بار بیاورم و با این فکر چنان احساس نارحتی کردم که شروع به خشک شدن کردم...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد بازرگان به نزدیک درخت سیب رفت، اما او نیز خشک شده بود...!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علت را پرسید و درخت سیب پاسخ داد: با نگاه به گل سرخ و احساس بوی خوش آن، به خودم گفتم که من هرگز چنین بوی خوشی از خود متصاعد نخواهم کرد و با این فکر شروع به خشک شدن کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از آنجایی که بوته ی یک گل سرخ نیز خشک شده بود علت آن پرسیده شد، او چنین پاسخ داد: من حسرت درخت افرا را خوردم، چرا که من در پاییز نمی توانم گل بدهم. پس از خودم نا امید شدم و آهی بلند کشیدم. همین که این فکر به ذهنم خطور کرد، شروع به خشک شدن کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد در ادامه ی گردش خود در باغ متوجه گل بسیار زیبایی شد که در گوشه ای از باغ روییده بود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علت شادابی اش را جویا شد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل چنین پاسخ داد: ابتدا من هم شروع به خشک شدن کردم، چرا که هرگز عظمت درخت صنوبر را که در تمام طول سال سر سبزی خود را حفظ می کرد نداشتم، و از لطافت و خوش بویی گل سرخ نیز برخوردار نبودم، با خودم گفتم: اگر مرد تاجر که این قدر ثروتمند، قدرتمند و عاقل است و این باغ به این زیبایی را پرورش داده است می خواست چیزی دیگری جای من پرورش دهد، حتماً این کار را می کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بنابراین اگر او مرا پرورش داده است، حتماً می خواسته است که من وجود داشته باشم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس از آن لحظه به بعد تصمیم گرفتم تا آنجا که می توانم زیباترین موجود باشم... &lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن روز : بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش ، امید هیچ معجزه ای از یک مرده نیست ، پس زنده باش . . .&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|13 14|40</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post482.php</guid>

</item>





<item>

<title>چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post481.php</link>


<description>&lt;P&gt;چرا حلقه ازدواج باید در انگشت چهارم قرار بگیرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مراحل زیر را به ترتیب انجام دهید . تا معجزه ای شگفت انگیز را متوجه شوید (این مطلب برگرفته از اساطیر چینی است).&lt;BR&gt;1- ابتدا کف دو دستتان را روبروی هم قرار دهید و دو انگشت میانی دست های چپ و راستتان را پشت به پشت هم بچسبانید.&lt;BR&gt;2- چهار انگشت باقی مانده را از نوک آنها به هم متصل کنید.&lt;BR&gt;3- به این ترتیب تمامی پنج انگشت به قرینه شان در دست دیگر متصل هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;4- سعی کنید انگشتان شست را از هم جدا کنید. انگشت شست نمایانگر والدین است. انگشت های شست می توانند از هم جدا شوند زیرا تمام انسان ها روزی می میرند . به این صورت والدین ما روزی ما را ترک خواهند کرد.&lt;BR&gt;5- لطفا مجددا انگشت های شست را به هم متصل کنید . سپس سعی کنید انگشت های دوم را از هم جدا نمائید. انگشت دوم (انگشت اشاره) نمایانگر خواهران و برادران هستند. آنها هم برای خودشان همسر و فرزندانی دارند. این هم دلیلی است که انها ما را ترک کنند.&lt;BR&gt;6- اکنون انگشت های اشاره را روی هم بگذارید و انگشت های کوچک را از هم جدا کنید. انگشت کوچک نماد فرزندان شما است. دیر یا زود آنها ما را ترک می کنند تا به دنبال زندگی خودشان بروند.&lt;BR&gt;7- انگشت های کوچک را هم به روی هم بگذارید. سعی کنید انگشت های چهارم (همان ها که در آن حلقه ازدواج را قرار می دهیم) را از هم باز کنید. احتمالا متعجب خواهید شد که می بینید به هیچ عنوان نمی توانید آنها را از هم باز کنید. به این دلیل که آنها نماد زن و شوهری هستند که برای تمام عمر به هم متصل باقی می مانند.&lt;BR&gt;عشق های واقعی همیشه و همه جا به هم متصل باقی می مانند.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;شست نشانه والدین است .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگشت دوم خواهر و برادر .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگشت وسط خود شما .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انگشت چهارم همسر شما .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و انگشت آخر هم نماد فرزندان شما است&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|11 14|39</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post481.php</guid>

</item>





<item>

<title>پیامک های عاشقانه</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post480.php</link>


<description>&lt;P&gt;پیامک های عاشقانه&lt;BR&gt;…&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;متن فانتزی و دوستانه&lt;BR&gt;نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن فانتزی و دوستانه&lt;BR&gt;نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن عشقولانه و فانتزی&lt;BR&gt;نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن ادبی و محترمانه&lt;BR&gt;نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن دوستانه و محترمانه&lt;BR&gt;زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن عشقولانه و فانتزی&lt;BR&gt;با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال تحویل دلم می گیرد با تو تا آخر خط بیدارم&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن ادبی و دوستانه&lt;BR&gt;پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از آن شما نیست&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن عشقولانه و فانتزی&lt;BR&gt;اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن فانتزی&lt;BR&gt;باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند.از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن اداری&lt;BR&gt;یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار&lt;BR&gt;یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال&lt;BR&gt;حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن ادبی&lt;BR&gt;سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و …سال نو مبارک …چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن ادبی&lt;BR&gt;چه افسانه ی زیبایی… زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟&lt;BR&gt;***نوروز مبارک***&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;متن ادبی و شعر&lt;BR&gt;باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;جشن فـــرخنده فـــرودیـن است&lt;BR&gt;روز بازار گـــل و نسرین است&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند ـ&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;دی شد و بهمـــن گذشت فصل بهاران رسید&lt;BR&gt;جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـــــد&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند ـ&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;فروردین است و روز فـــرودین&lt;BR&gt;شادی و طــرب را کنــد تلقیــــن&lt;BR&gt;ای دو لب تو چو مــی مـــرا ده&lt;BR&gt;کان باشــد رسم روز فـــرودیــن&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را به نظاره می نشیند و همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد ـ&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را&lt;BR&gt;میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را&lt;BR&gt;ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی&lt;BR&gt;خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;و باز فرزندان خورشید در دره ها وادی ها کوهپایه ها و ب&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;باغ های خندان به بشارت عید بهار و خوشحالی جوانه زدن شاخه های پر نقش و نگار فاخته ها و کبک دری و عتدلیان را به نغمه سرایی می طلبد و پروانه ها را به پذیرایی عطر شگوفه ها دعوت می نماید و غزلان دلفرین را که عشاق سرگردان به یاد چشم مست معشوقه بی وفا و دل آزار خودشان بیابان در بیابان می پرستند فرا میخواند تا سختی های زمستان را به فراموشی بسپارند و عید رابا دیدار دو باره با فصل باران تجلیل کنند و با شنیدن این سرود دلنشین همراز و هم صحبت با آنهای گردند که دل به عشق زنده دارند ـ&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی&lt;BR&gt;چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی&lt;BR&gt;خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی&lt;BR&gt;همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;بلبلا مــژدهء بهـــار بیــار&lt;BR&gt;خبر بد به بوم و باز گذار&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خوش آن دمی که بهاران قرارمان باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ظهور مهدی زهرا بهارمان باشد . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید تان مبارک باد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون لاله به نوروز قدح گیر به دست / با آن گل نرگسی گرت رخصت هست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;می‌کوش به خدمتش که آن نوح نجات / بر اوج فراز می‌برد ذره پست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید تان مبارک باد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلتان به نور لطف خدا منور ، مشام جانتان به شمیم بهارمعطر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لطف روزگار برایامتان مقرر ، نوروزتان با شادی وصفا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بی تو اینجا همه در حبس ابد، تبعیدند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سالها، هجری و شمسی همه بی خورشیدند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سیرتقویم جلالی به جمال توخوش است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فصلها راهمه با فاصله ات سنجیدند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;توبیایی همه ساعتها، ثانیه ها&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از همین روز همین لحظه همین دم عیدند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امیدوارم عید با شکوفه هایش، بهار با گلهایش&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و سال نو با امیدهایش بر تو ای عزیزترین مبارک باشد . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر چهره گل نسیم نوروز خوش است / در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از دی مهراس، چون بهار آمدنی است / و ایام ظهور آن ستم سوز خوش است!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید تان مبارک باد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید است ولی بدون او غم داریم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عاشق شده ایم و عشق را کم داریم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ای کاش که این عید ظهورش برسد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این گونه هزار عید با هم داریم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال نو مبارک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خداوندا ، نمیدانم چه تقدیری مرا فرموده ای اما&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای دوستان من عطا فرما :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هزار و سیصد و نود امید&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هزار و سیصد و نود بهروزی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هزار و سیصد و نود لبخند زیبا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال نو بر شما و خانواده محترمتان مبارک باد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمد بهار و گل رخ من در سفر هنوز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خندید و ابر چشم من از گریه تر هنوز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمد درخت گل به بر امّا چه فایده؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کان سرو گلعزار نیامد به بر هنوز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اللهم عجّل لولیک الفرج&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دلت شاد و لبت خندان بماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برایت عمرجاویدان بماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خدارا میدهم سوگند برعشق&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هرآن خواهی برایت آن بماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بپایت ثروتی افزون بریزد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که چشم دشمنت حیران بماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تنت سالم سرایت سبز باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برایت زندگی آسان بماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تمام فصل سالت عید باشد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چراغ خانه ات تابان بماند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال نو مبارک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خودت گفتی وعده در بهار است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهار آمد دلم در انتظار است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهار هر کسی عید است و نوروز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهار عاشقان دیدار یار است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اللهم عجل لولیک الفرج&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید نوروز را به گلهای یاس بهشت آرزوهایم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پدر و مادر عزیزم که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است تبریک می گویم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سال نو بر شما مبارک باد . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل ها همه با اذن تو برخاسته اند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از بهر ظهور تو خود آراسته اند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مردم همه در لحظه ی تحویل، بی شک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اوّل فرج تو از خدا خواسته اند . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ان شاءالله امسال یه کاری کنیم وقتی تقویم سال بعد را باز می کنیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یه تعطیلی رسمی دیگه بهش اضافه شده باشه:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اولین سالگرد ظهور حضرت مهدی (علیه السّلام) – تعطیل&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بهار، همه طراوتش را مدیون یک گل است:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل زیبای نرگس . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید مبارک&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهار دعای برتر، لحظه ی تحویل سال:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اوّل دعا برای ظهور آن بی مثال&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم تمام ملت بی ضرر و بی ملال&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوم رسیدن ما به قله های کمال&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چارم تمام جیب ها پر از پول، امّا حلال . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل همیشه بهارم این بهار هم رفت و نیامدی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عزیزم بیش از پیش دعایت می کنم و منتظرت هستم .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو هم به جان مادرت، دعا کن فصل بعد فصل وصل باشد . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;امام صادق (علیه السلام):&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوروز روزی است که در آن قائم ما اهل بیت ظهور کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنان که هر روز تدارک اردوی آسمانی می بینند، پر شکوه ترین “اوقات فراغت” را دارند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پرشکوه ترین تعطیلات نصیبتان باد…&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پروردگارا! تقدیر دوستان را در سال تازه به‌گونه‌ای&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قرار ده که در پایان سال، از گذشته خود افسوس نخورند . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عید حقیقی را آنان درک می کنند که با یک چشم بر گذشته بگریند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و با چشم دیگر به آینده لبخند بزنند . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل ها و سبزه ها پیامبرانی هستند که در بهار مبعوث می شوند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا بهار ناگزیر قیامت را امضا کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خانه تکانی، رسم قدیمی همه منتظران بهار است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خانه تکانی دل را برای رسیدن بهار دلها، مهدی زهرا فراموش نکنیم . . .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مُدّعی گوید که با یک گل نمی گردد بهار&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من گلی دارم که عالم را گلستان می کند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل من را بهاری بی خزان است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گل من مهدی صاحب زمان است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اللهم عجّل لولیک الفرج&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمد بهار و گل رخ من در سفر هنوز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خندید و ابر چشم من از گریه تر هنوز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آمد درخت گل به بر امّا چه فایده؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کان سرو گلعزار نیامد به بر هنوز&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اللهم عجّل لولیک الفرج&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1391|1|9|3 14|39</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post480.php</guid>

</item>





<item>

<title>این میوه پاییزی به لاغر شدنتان سرعت می دهد!!</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post479.php</link>


<description>&lt;P&gt;این میوه پاییزی به لاغر شدنتان سرعت می دهد!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; محققان دانشگاه اونتاریو ماده ای در نارنگی کشف کرده اند که مانع بروز چاقی در افراد می شود.همانطور که مصرف یک سیب در روز بیماری را از شما دور می کند مصرف یک نارگی در روزهم منافع زیادی برای سلامتی انسان به همراه دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;محققان دانشگاه اونتاریو در لندن ماده ای در میوه نارنگی به نام nobiletin ( نوبیلتین) کشف کرده اند که در آزمایش بر روی موشها دریافتند از چاقی پیشگیری و سبب حفاظت بدن در مقابل دیابت نوع دوم می شود. هم چنین آنها دریافتند این میوه سبب مقاوم سازی سیستم بدن در مقابل حملات قلبی می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;به گفته محققان این ماده مانع تشکیل چربی درکبد می شود، دو سال گذشته نیز محققان موفق به کشف ماده ای به نام naringenin در گریپ فروت شدند با اثر مشابه نوبیلتین در نارنگی.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما آنچه که اهمیت دارد آن است کهماده nobiletin در نارنگی ده برابر naringenin در گریپ فروت در پیشگیری از چاقی کمک می کند. محققان امیدوارند نتایج آزمایشات انجام شده بر موشها در مورد انسانها نیز صدق کند&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|25 19|33</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post479.php</guid>

</item>





<item>

<title>23 نکته برای حفظ طعم چای و قهوه</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post478.php</link>


<description>&lt;P&gt;23 نکته برای حفظ طعم چای و قهوه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;12 نکته برای چای&lt;BR&gt;1- ما چای را در مکانی خشک نگهداری کنید. اگر چای خشک بیشتر از 4 تا 5 روز در مکانی مرطوب بماند، امکان کپک زدن و بدطعم شدن آن وجود دارد، بنابراین یخچال به هیچ‌وجه محل مناسبی برای نگه‌داشتن چای خشک نخواهد بود.&lt;BR&gt;2- کابینت‌هایی که از نور و رطوبت دور هستند، مناسب‌ترین مکان نگهداری چای خشک محسوب می‌شوند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- بهتر است برای جلوگیری از تغییر عطر، طعم و رنگ چای خشک، آن را درون ظروف شیشه‌ای یا فلزی تیره‌رنگ که کمترین نور و رطوبت را به خود جذب می‌کند، قرار دهید.&lt;BR&gt;4- اگر قرار است بسته چای را باز کنید و آن را داخل شیشه‌های روشن مخصوص نگهداری چای، قند و شکر کنار سماور بریزید، باید حداکثر به اندازه نیاز یک هفته خانواده‌تان باشد، زیرا قرار گرفتن چای خشک در معرض نور زیاد باعث کاهش کیفیت عطر و طعم آن می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;5- چای خشک را بیشتر از نیاز یک ماه خانواده‌تان نخرید و آن را انبار نکنید. خوشبختانه چای خشک از محصولاتی است که همیشه در دسترس قرار دارد و خرید بیش از اندازه آن جز اشغال کردن فضا، سودی نخواهد داشت.&lt;BR&gt;6- اگر 2 تا 3 بسته چای را یکجا خریداری کرده‌اید، بهتر است تا زمانی که به آن‌ها نیاز ندارید، بسته‌شان را باز نکنید. چای خشک تا تاریخ انقضایی که روی بسته‌اش نوشته شده، خیلی خوب و باکیفیت داخل بسته‌بندی‌اش می‌ماند اما اگر آن را خارج کنید، ممکن است عطر و طعم اولیه‌اش را از دست بدهد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;7- بعد از هر بار استفاده، حتماً در ظرف چای خشک را محکم ببندید چون گرما و هوا هم از دیگر عوامل از بین برنده عطر و طعم و حتی رنگ چای هستند.&lt;BR&gt;8- هرگز از پیمانه‌های خیس برای برداشتن چای خشک از ظرفش استفاده نکنید. این خیسی و رطوبت می‌تواند باعث کپک زدن سطوح زیرین چای شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;9- انباری یا کابینت‌های مشرف به نور آفتاب، مکان مناسبی برای نگهداری چای نیستند، چون گرما می‌تواند کپک زدن برگ‌های چای را در پی داشته باشد.&lt;BR&gt;10- حد امکان از خرید و نگهداری چای فله‌ای خودداری کنید. در خرید محصولات فله‌ای نمی‌توان به ادعای فروشندگان در مورد تازه یا کهنه بودن محصول و چگونگی نگهداری آن در مغازه اطمینان کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;11- چای خشک به سرعت بوی خوراکی‌های دیگر را جذب می‌کند، بنابراین از قرار دادن آن در کنار خوراکی‌هایی با بوی تند مانند سیر یا سرکه خودداری کنید.&lt;BR&gt;12- اگر می‌خواهید چای خوش عطری داشته باشید، داخل ظرف چای خشکتان یکی، دو عدد چوب دارچین، دانه هل یا چند عدد گلبرگ گل محمدی کاملاً خشک بیندازید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3 نکته برای چای کیسه‌ای&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- چای‌های فوری کیسه‌ای فقط برای مواقع ضروری و مسافرت‌ها تولید شده‌اند، بنابراین خریدن چند بسته از آن‌ها و نگهداری‌شان در منزل کار معقولی به نظر نمی‌رسد.&lt;BR&gt;2- بعد از باز کردن بسته‌بندی چای‌های کیسه‌ای، حتماً چای‌ها را با بسته‌بندیشان درون نایلونی قرار دهید و در آن را محکم گره بزنید. از آنجا که چای‌های کیسه‌ای پیش از مصرف، شسته نمی‌شوند، امکان نشستن گرد و غبار روی آن‌ها و انتقال آلودگی به لیوان آب جوش وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- چای‌های کیسه‌ای به سرعت بوی محیط را به خود می‌گیرند، بنابراین از رها کردن طولانی‌مدت آن‌ها در محیط‌های باز و بدون بسته‌بندی اصلیشان (به خصوص در کنار خوراکی‌های بودار) خودداری کنید.8 نکته برای قهوه&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;1- به طور کلی نگهداری دانه قهوه بسیار ساده‌تر از پودر قهوه است، بنابراین به شما توصیه می‌کنیم هنگام خرید قهوه، دانه‌های آن را تهیه و خودتان در منزل آسیابشان کنید.&lt;BR&gt;2- اگر دانه‌های قهوه را درون قوطی‌های فلزی یا ظروف شیشه‌ای تیره‌رنگ با درهای محکم بریزید، می‌توانید مطمئن باشید که حداقل تا 4 ماه بدون تغییر رنگ و بو باقی می‌مانند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;3- هر بار به اندازه نیاز روزانه‌تان دانه‌های قهوه را پودر کنید.&lt;BR&gt;چای خشک به سرعت بوی خوراکی‌های دیگر را جذب می‌کند، بنابراین از قرار دادن آن در کنار خوراکی‌هایی با بوی تند مانند سیر یا سرکه خودداری کنید4- پودر قهوه تا یک ماه بدون تغییر عطر و طعم داخل ظروف شیشه‌ای با رنگ تیره باقی می‌ماند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;4- پودر قهوه تا یک ماه بدون تغییر عطر و طعم داخل ظروف شیشه‌ای با رنگ تیره باقی می‌ماند.&lt;BR&gt;5- ظروف نگهداری قهوه را در مکان‌های خشک، خنک و به دور از نور و اکسیژن قرار دهید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;6- اگر دانه‌های قهوه را درون نایلون‌های محکمی بریزید و در نایلون را هم پس از خارج کردن هوای آن، محکم گره بزنید، می‌توانید آن را تا یک ماه داخل فریزر نگهداری کنید.&lt;BR&gt;7- مکان‌های مرطوبی مانند یخچال، جای مناسبی برای نگهداری پودر قهوه نیستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;8- هرگز از پیمانه‌های خیس برای برداشتن پودر یا دانه قهوه استفاده نکنید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|9 19|32</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post478.php</guid>

</item>





<item>

<title>بیوگرافی سپیده خداوردی</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post477.php</link>


<description>بیوگرافی سپیده خداوردی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سپیده خداوردی دارای تحصیلات ادبیات نمایشی از دانشگاه آزاد اراک می باشد. وی بازیگری را با مجموعه “بچه های خیابان” همایون اسعدیان آغاز کرد.&lt;BR&gt;وی در فیلم ها و سریال های متعددی مانند: “ایستگاه بهشت” به کارگردانی نادر مقدس، “قهوه اسپرسو” به کارگردانی رضا بهشتی، “یک گوشه پاک و پرنور” به کارگردانی علی موذنی، “گیلعاد” به کارگردانی حسین سهیلی زاده و … به ایفای نقش پرداخته است.&lt;BR&gt;در ضمن خداوردی ۱۱ سال سابقه فعالیت در زمینه موسیقی دارد و نوازنده ارکستر ملی است.در زیر عکسهای وی را که در کنسرت شجریان یک نوازنده است را میبینید.</description>


<pubDate>1390|12|6|6 19|32</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post477.php</guid>

</item>





<item>

<title>پلوی سه رنگ ویژه ی میز مهمانیهای شما!</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post476.php</link>


<description>&lt;P&gt;پلوی سه رنگ ویژه ی میز مهمانیهای شما!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواد لازم: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هویج: ۳۷۵ گرم&lt;BR&gt;سیب زمینی: ۲۷۵ گرم&lt;BR&gt;سبزی پلوئی: مقداری&lt;BR&gt;کلم پیچ قرمز: ۵ برگ&lt;BR&gt;نخود فرنگی: ۷۵۰ گرم&lt;BR&gt;برنج: ۱۰۰۰ گرم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرز تهیه: &lt;BR&gt;هویج و کلم و سیب زمینی و نخود فرنگی را خرد کنید و سیب زمینی‌ها را دو نصف نموده سرخش نمائید. مقداری سبزی پلو را خرد کنید و کنار بگذارید. یک کیلو برنج را خیس نموده در آب جوش ریخته صافش کنید. سبزی پلو را با نصف برنج مخلوط کنید و نصف برنج سفید را با قدری روغن مخلوط کرده در ته دیگ بریزید سپس هویج و کلم و نخود فرنگی و سیب زمینی سرخ شده را روی آن ریخته، قدری دیگر برنج سفید روی سبزیجات مزبور بریزید. موقع کشیدن اول پلوئی که در آن هویج و غیره است. بکشید سپس پلو سبزی را بکشید و آخر از همه پلو ساده را. قدری زعفران سائیده شده هم روی پلو بریزید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|7 19|31</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post476.php</guid>

</item>





<item>

<title>چگونه می‌توان سرطان مغز را تشخیص داد؟</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post475.php</link>


<description>&lt;P&gt;چگونه می‌توان سرطان مغز را تشخیص داد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;باید بدانید که از بیست سال پیش تا کنون این سرطان روند فزاینده ای داشته است، که شاید علت این افزایش مسائل زیست محیطی باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرطان مغز: تومورهای مغزی خطرناکند، چه خوش خیم باشند چه بدخیم&lt;BR&gt;سرطان مغز هم مانند بسیاری از تومورهای دیگر می‌تواند خوش خیم (کم شدت و متمرکز) و یا به شدت سرطانی و بدخیم باشد و به بافت های مجاورش حمله کند. البته، سرطان های مغز، حتی خوش خیم شان هم می‌توانند خطرناک باشند، چرا که تومورها می‌توانند عملکردهای مغزی را تنها به علت دربرگرفتن بافت های مجاور (بینایی، شنوایی، حافظه و...)، مختل کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;علائم سرطان مغز چست؟&lt;BR&gt;سرطان مغز چه خوش خیم و چه بدخیم، ممکن است علائم یکسانی داشته باشد. علائم متنوع اند و می‌توانند مزمن (دائمی) و یا متناوب باشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مشخص ترین علامت سرطان مغز، سردردهای مکرر است، خصوصاً دردهایی که طولانی مدت باشند.&lt;BR&gt;علائم دیگر بنابر محل قرار گرفتن سرطان مغز متفاوت هستند:&lt;BR&gt;تهوع و استفراغ، خصوصاً صبح ها.&lt;BR&gt;گیج بودن، حواس پرتی و سرگیجه.&lt;BR&gt;مشکلات بینایی و شنوایی.&lt;BR&gt;مشکلات رفتاری (از دست دادن هماهنگی، بی حسی و کرخی، ضعف و...).&lt;BR&gt;دشوار بودن تمرکز، مشکلات حافظه و آشفتگی.&lt;BR&gt;مشکلات خلق و خو و شخصیت.&lt;BR&gt;چند نکتۀ احتیاطی ضروری&lt;BR&gt;اگر چه دلایل بروز سرطان مغز نامشخص اند، در عوض، می‌دانیم که قرار گرفتن در معرض برخی آلاینده ها، خصوصاً آفت کش ها، احتمال ابتلا به این سرطان را افزایش می‌دهد. از سوی دیگر، باید بدانید که قرار گرفتن در معرض امواج الکترومغناطیس مانند امواج تلفن همراه و آنتن ها، نیز به شدت در افزایش خطر و پیشرفت سرطان مغز مورد اتهام هستند. در نتیجه، برای رعایت احتیاط، برای صحبت کردن با تلفن همراه از گوشی و هندزفری استفاده کنید (این کار باعث می‌شود که گوشی تلفن از سرتان دور باشد) و این شیوۀ استفاده از تلفن را به کودکان تان هم آموزش دهید!&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|29 19|30</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post475.php</guid>

</item>





<item>

<title>خورش به اصفهانی </title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post474.php</link>


<description>&lt;P&gt;خورش به اصفهانی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواد لازم: &lt;BR&gt;گوشت خورشی 300 گرم&lt;BR&gt;به خورد شده 3لیوان&lt;BR&gt;آلو خشک 25 عدد&lt;BR&gt;پیاز خورد شده 1لیوان&lt;BR&gt;رب گوجه فرنگی 1قاشق غذاخوری&lt;BR&gt;شکر 1قاشق غذاخوری&lt;BR&gt;زعفران، زردچوبه، نمک به میزان دلخواه&lt;BR&gt;روغن کنجد 3قاشق غذاخوری&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرز تهیه:&lt;BR&gt;ابتدا پیاز را در روغن تفت دهید و بعد از طلایی شدن، تکه های گوشت، ادویه ها و مقداری آب جوشیده به آن اضافه کنید و بگذارید تا به مدت ۱ ساعت بپزند. در تابه ای دیگر به ها را تفت دهید تا نرم شوند. در مراحل پایانی پخت گوشت، آلوهای خیس خورده، به و شکر و زعفران را بیفزایید و پس از چند دقیقه جوش خوردن، رب را به آن اضافه کنید. به این ترتیب بعد از گذشت ۳۰ دقیقه، خورش آماده خوردن خواهد بود.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|28 19|30</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post474.php</guid>

</item>





<item>

<title>داستان گريه دار ادامه اعدام بابك خرمدين</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post473.php</link>


<description>&lt;P&gt;داستان گريه دار ادامه اعدام بابك خرمدين&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;روز قبل از اعدام، خلیفه با بزرگان دربارش مشورت کرد که چگونه بابک را درشهر بگرداند و به مردم نشان بدهد تا همه بتوانند وی را ببینند.&lt;BR&gt;بنا بر نظر یکی از درباریان قرار برآن شد که وی را سوار بر پیلی کرده در شهر بگردانند.&lt;BR&gt;پیل را با حنا رنگ کردند و نقش و نگار برآن زدند؛ و بابک را در رختی زنانه و بسیارزننده و تحقیرکننده برآن نشاندند و درشهر به گردش درآوردند. &lt;BR&gt;پس ازآن مراسم اعدام بابک با سروصدای بسیار زیاد با حضور شخص خلیفه برفراز سکوی مخصوصی که برای این کار دربیرون شهر تهیه شده بود، برگزار شد. &lt;BR&gt;اکنون دژخیم به بابک نزدیک میشود و دقایقی دیگر بابک اعدام خواهد شد، چندین جارچی در اطراف و اکناف با صدای بلند بانگ میزدند نَوَد نَوَد این اسمِ دژخیم بود و همه اورا میشناختند . &lt;BR&gt;ابن الجوزی مینویسد که وقتی بابک را برای اعدام بردند خلیفه درکنارش نشست و به او گفت: تو که اینهمه استواری نشان میدادی اکنون خواهیم دید که طاقتت دربرابر مرگ چند است! &lt;BR&gt;بابک با غرور گفت: خواهید دید... &lt;BR&gt;چون یک دست بابک را به شمشیر زدند، بابک با خونی که از بازویش فوران میکرد صورتش را رنگین کرد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خلیفه ازاوپرسید: چرا چنین کردی؟ &lt;BR&gt;بابک گفت: وقتی دستهایم را قطع کنند خونهای بدنم خارج میشود و چهره‌ام زرد میشود، و تو خواهی پنداشت که رنگ رویم از ترسِ مرگ زرد شده است... چهره‌ام را خونین کردم تا زردیش دیده نشود ! &lt;BR&gt;به این ترتیب دستها و پاهای بابک را بریدند . چون بابک برزمین درغلتید، خلیفه دستور داد شکمش را بدرند... &lt;BR&gt;پس از ساعاتی که این حالت بربابک گذشت، دستور داد سرش را از تن جدا کند... &lt;BR&gt;پس ازآن چوبه‌ی داری در میدان شهر سامرا افراشتند و لاشه‌ی بابک را بردار زدند، و سرش را خلیفه به خراسان فرستاد ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آخرین گفتار بابک چنین بوده است : &lt;BR&gt;تو ای معتصم خیال مکن که با کشتن من فریاد استقلال طلبی ایرانیان را خاموش خواهی کرد من لرزه ای بر ارکان حکومت عرب انداخته ام که دیر یا زود آن را سرنگون خواهد نمود ... &lt;BR&gt;تو اکنون که مرا تکه تکه میکنی هزاران بابک در شمال و شرق و غرب ایران ظهور خواهد کرد و قدرت پوشالی شما پاسداران جهل و ستم را از میان بر خواهد داشت ! &lt;BR&gt;این را بدان که ایرانی هرگز زیر بار زور و ستم نخواهد رفت و سلطه بیگانگان را تحمل نخواهد کرد من درسی به جوانان ایران داده ام که هرگز آنرا فراموش نخواهند کرد . &lt;BR&gt;من مردانگی و درس مبارزه را به جوانان ایران آموختم و هم اکنون که جلاد تو شمشیرش را برای بریدن دست و پاهای من تیز میکند صدها ایرانی با خون بجوش آمده آماده طغیان هستند مازیار هنوز مبارزه میکند و صدها بابک و مازیار دیگر آماده اند تا مردانه برخیزند و میهن گرامی را از دست متجاوزان و یوغ اعراب بدوی و مردم فریب برهانند . &lt;BR&gt;و بدینسان نخست دست چپ بابک بریده شد و سپس دست راست او و بعد پاهایش و در نهایت دو خنجر در میان دنده هایش فرو رفت و آخرین سخنی که بابک با فریادی بلند بر زبان آورد این بود : &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&quot; پاینده ایران &quot; &lt;BR&gt;روز اعدام بابک خرمدین و تکه تکه کردن بدنش در تاریخ 2 صفر سال 223 هجری قمری انجام گرفت که مسعودی در کتاب مشهور مروج الذهب این تاریخ را برای ایرانیان بسیار مهم دانسته است اعدام بابک چنان واقعه‌ی مهمی تلقی شد که محل اعدامش تا چند قرن دیگر بنام خشبه‌ی بابک یعنی چوبه‌ی دار بابک در شهرِ سامرا که در زمان اعدام بابک پایتخت دولت عباسی بود شهرت همگانی داشت و یکی از نقاط مهم و دیدنی شهر تلقی میشد... &lt;BR&gt;برادر بابک یعنی آذین را نیز خلیفه به بغداد فرستاد و به نایبش در بغداد دستور نوشت که اورا مثل بابک اعدام کند. &lt;BR&gt;طبری مینویسد که وقتی دژخیم دستها و پاهای برادر بابک را می‌برید، او نه واکنشی از خودش بروز میداد و نه فریادی برمی‌آورد. جسد این مرد را نیز در بغداد بردار کردند. &lt;BR&gt;معتصم خلیفه عباسی، چنانکه نظام الملک در سیاست نامه خود می نویسد به شکرانه آنکه سه سردار مبارز ایرانی، بابک ، مازیار وافشین رو که هر سه آنها به حیله اسیر شده بودند به دار آویخته بود،مجلس ضیافتی ترتیب داده بود که در طول آن 3 بار پیاپی مجلس را ترک گفت و هربار ساعتی بعد برمی گشت. &lt;BR&gt;در بار سوم در پاسخ حاضران که جویای علت این غیبت ها شده بودند فاش کرد که در هر بار به یکی از دختران پدر کشته این سه سردار تجاوز کرده است، و حاضران با او از این بابت به نماز ایستادند و خداوند را شکر گفتند. (تولدی دیگر-شجاع الدین شفا). &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;سخن روز : هر کودکی در گهواره باالقوه یک گاندی است. گاندی&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|26 19|29</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post473.php</guid>

</item>





<item>

<title>دزد ايمان</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post472.php</link>


<description>&lt;P&gt;دزد ايمان&lt;BR&gt;نقل است که در روزگاری نه چندان دور کاروانی از تجار بهمراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دوردست شد...&lt;BR&gt;در میانه راه حرامیان کمین کرده به قصد غارت اموال به کاروان یورش بردند و طولی نکشید که محافظان کاروان از پای درآمده یا تسلیم گشته و دزدان به جمع آوری اموال و اثاث از روی شتران مشغول شدند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حرامیان هرچه بود گرد آوردند از مسکوکات و جواهرات و پارچه و هر چه ارزشمند بود به زور ستاندند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بین اموال مسروقه یکی ازحرامیان کیسه ای پراز سکه های زر یافت که بسیار مایه تعجب بود چه آنکه در داخل همان کیسه به همراه سکه های زر تکه کاغذی یافت که روی آن آیه ای از قرآن در مضمون دفع بلا نوشته شده بود... &lt;BR&gt;حرامی شادی کنان کیسه را به نزد سر دسته دزدان برد و تمسخر کنان اشارتی نیز به دعای دفع بلا نمود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رئیس دزدان چون واقعه بدید دستور داد صاحب کیسه را احضار کنند... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طولی نکشید که تاجری فلک زده مویه کنان به پای سردسته حرامیان افتاد که آن کیسه از آن من بود و لعن و نفرین بسیار نثار عالم دینی نمود و همی گفت که من گول آن عالم را خوردم و تا آن لحظه معتقد بودم که دعای دفع بلا واقعا کارگر خواهد بود !!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رئیس حرامیان اندکی به فکر فرو رفت سپس دستور داد کیسه زر را به صاحبش بر گردانند ! &lt;BR&gt;یکی از حرامیان برآشفت که این چه تدبیری است و مگر ما قطاع الطریق نیستیم ؟! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رئیس دزدان پاسخ چنین داد: ای ابله، درست است که ما دزد مال مردم ایم اما هرگز قرار نبود که دزد ایمان مردم باشیم ... &lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن روز : دنیا جای خطرناکی برای زندگی است نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطرکسانی که شرارتها را می بینند و کاری درمورد آن انجام نمی دهند ...انیشتین&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|24 19|28</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post472.php</guid>

</item>





<item>

<title>روش تهیه ترشی قارچ و زیتون </title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post471.php</link>


<description>&lt;P&gt;روش تهیه ترشی قارچ و زیتون &lt;BR&gt; &lt;BR&gt;مواد اولیه:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قارچ ورقه شده و زیتون بدون هسته از هر کدام دو پیمانه&lt;BR&gt;موسیر نصف پیمانه&lt;BR&gt;سیر نصف پیمانه&lt;BR&gt;نمک به میزان لازم&lt;BR&gt;فلفل سبز چهار عدد&lt;BR&gt;پودر کاری یک قاشق غذاخوری &lt;BR&gt;پودر انبه چهار قاشق غذاخوری&lt;BR&gt;روغن زیتون پنج قاشق غذاخوری&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سرکه به میزان لازم&lt;BR&gt;فلفل سیاه و زردچوبه از هر کدام یک قاشق چای‌خوری &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;طرز تهیه: &lt;BR&gt;* برای تهیه این ترشی خوشمزه تمام مواد را با هم مخلوط کرده و سرکه را تا جایی اضافه می‌کنیم که روی مواد را بپوشاند* بعد از یک هفته ترشی ما آماده می‌باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نکته:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این ترشی را در جای خنک مانند یخچال نگهداری کنید.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|22 19|27</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post471.php</guid>

</item>





<item>

<title>قلب</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post470.php</link>


<description>&lt;P&gt;قلب&lt;BR&gt;روزی مرد جوان و بلند بالائی به وسط میدانگاه دهکده رفت و مردم را دعوت به شنیدن نمود . &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;او با صدای رسائی اعلام کرد که صاحب زیباترین قلب دهکده می باشد و سپس آنرا به مردم نشان داد .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اهالی دهکده وقتی قلب او را مشاهده کردند ، دریافتند که گرد و بزرگ وبسیار صاف بوده و با قدرت تمام و بدون نقص میتپد ، لذا همگی به اتفاق ، ادعای او را پذیرفتند ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اما در این بین ، پیرمردی که از آن نزدیکی میگذشت به آرامی به مرد جوان نزدیک شد و رو به مردم گفت : قلب تو به زیبائی قلب من نیست ، بنگرید... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی اهالی بدقت به سینه آن پیرمرد نظاره کردند ، دیدند که قلب او ریش ریش شده و وصله های نامنظمی بر رویش دیده میشود و برخی قسمتها نیز سوراخ شده است ، تازه بخشیهائی از قلب کنده شده و جایشان هنوزخالی باقی مانده بود !!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرد جوان به تمسخر گفت : تو به این میگوئی زیبا ؟!! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیرمرد پاسخ داد : آنقدر زیبا که بهیچ وجه حاضر نیستم آنرا با مال تو عوض کنم ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جوان با حالت تعجب پرسید : می شود محاسن این قلب را برای ما شرح بدهی ؟! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیر مرد پاسخ داد : این وصله ها که میبینید مربوط به انسانهائی است که در طول عمرم دوستشان داشته و یا بدانها عشق ورزیده ام . من برای ابراز خالصانه عشقم بدانها ، بخشی از قلبم را کنده و به ایشان هدیه داده ام ، آنان نیز همین کار را برایم انجام دادند و این وصله های ناهمگون بدان سبب است...! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوراخهائی که میبینید آثار رنجهای بزرگ و کوچکی است که در طی این دوران بر من وارد شده است ! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;و اما این جاهای خالی ، مخصوص انسانهائی است که عشقم را به آنها ابراز نموده ام و هنوز هم هنوز است امیدوارم که روزی آن را به من باز گردانند ... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اشک در چشمان مرد جوان حلقه زد و به نزد پیرمرد رفت و بخشی از قلبش را کند و در جای خالی قلب آن پیرمرد وصله زد... &lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن روز : شريف ترين دلها دلي است که انديشه ي آزار کسان درآن نباشد. زرتشت&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|20 19|26</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post470.php</guid>

</item>





<item>

<title>کمبود این ویتامین با ابتلا به آلزایمر ارتباط دارد</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post469.php</link>


<description>&lt;P&gt;کمبود این ویتامین با ابتلا به آلزایمر ارتباط دارد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ویتامین B12 یا B9: کمبود این ویتامین ها باعث افزایش خطر ابتلا به آلزایمر می‌شود&lt;BR&gt;بنابر مطالعه ای که اخیراً در سوئد به انجام رسیده است، کمبود ویتامین B12 یا فُلات (ویتامین B9) در بین افراد سالخورده باعث افزایش خطر ابتلا به بیماری آلزایمر می‌گردد. بحث بر سر فواید این عناصر به میزان منطقی، در بین سالخوردگان و همچنین اثر آن بر&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;کارکرد این ویتامین ها چیست؟&lt;BR&gt;ویتامین های B12 و B9 نقش مهمی در عملکرد مغز بازی می‌کنند. اما ویتامین B12 بر اعصاب محیطی و ساخت خون نیز تأثیر می‌گذارد. این فرضیه بر این نتایج نیز تأکید دارد: از میان یک جمع بالای 75 سال و غیر مجنون، 370 نفرشان به طور تصادفی و طی سه سال انتخاب شدند. در جریان این تحقیق، بیماری آلزایمر 78 بیمار پیشرفت کرد، میزان ویتامین های B12 یا B9 بیش از نیمی از این 78 نفر بسیار پایین بود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چگونه می‌توان از کمبود این ویتامین ها جلوگیری کرد؟&lt;BR&gt;باید به خاطر داشته باشیم که با رعایت تغذیه ای متنوع، متعادل و کافی، نیاز روزانه به ویتامین ها (K,E,D,C,B,A) به طور طبیعی تأمین می‌شود. با این حال، خطر کمبود چند ویتامین در بین افراد سالخورده بسیار مهم و سرنوشت ساز است: ویتامین D و برخی ویتامین های گروه B. از اهمیت ویتامین D بر ساخت استخوان ها آگاهیم، حال باید بر روی ویتامین B12 و فُلات حساب باز کنیم. بنابراین مؤکداً توصیه می‌شود که میزان این ویتامین ها را در مواد خوراکی مان افزایش دهیم: ویتامین B12 در برخی سبزیجات سبز مانند لوبیای خشک، نخود، غلات کامل، جگر و زردۀ تخم مرغ یافت می‌شود؛ فلات نیز در فرآورده هایی با منشأ حیوانی، به طور ویژه در گوشت و البته ماهی، فرآورده های لبنی و تخم مرغ وجود دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حال حاضر، سنجش میزان ویتامین B12 و B9 در خون برای تشخیص بیماری آلزایمر توصیه می‌شود. احتمالاً به زودی و پس از اطمینان از صحت این تحقیقات، از نتایج آن برای تشخیص و همچنین پیشگیری از این بیماری ناگوار بهره برداری خواهد شد.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|18 19|24</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post469.php</guid>

</item>





<item>

<title>طرزتهیه ی سس هزار جزیره ی رژیمی</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post468.php</link>


<description>&lt;P&gt;طرزتهیه ی سس هزار جزیره ی رژیمی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;برای درست کردن این سس ساده و البته کاملا سالم به مواد زیر نیاز دارید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;موادلازم:&lt;BR&gt;روغن زیتون 2قاشق غذاخوری&lt;BR&gt;ارده 3قاشق غذاخوری&lt;BR&gt;نخودپخته 1پیمانه&lt;BR&gt;هویج 1عدد متوسط&lt;BR&gt;خیارشور 1عدد متوسط&lt;BR&gt;زیتون مغزدار 3عدد&lt;BR&gt;نمک و فلفل به میزان دلخواه&lt;BR&gt;لیموترش به میزان دلخواه&lt;BR&gt;پونه کوهی 1قاشق مرباخوری&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;طرز تهیه:&lt;BR&gt;تمام مواد را به همین میزان در مخلوط کن ریخته و خوب با هم میکس و مخلوط کنید تا ازمخلوط آنها سس یکنواختی حاصل شود، سپس آن را درظرف شیشه ای در داری ریخته و برای انواع ساندویچ و سالادو یا خوراکهای سوخاری که نیاز به سس سفید دارند استفاده نمایید، این سس برای پنج تا شش نفر کافیست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نوش جان&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|16 19|23</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post468.php</guid>

</item>





<item>

<title>سفارش امام زمان (عج) به ذکری در رکوع نماز‌ها </title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post467.php</link>


<description>&lt;P&gt;سفارش امام زمان (عج) به ذکری در رکوع نماز‌ها &lt;BR&gt;شاید بعضی ازشما دیده باشیدبرخی ائمه جماعات دررکوع آخر نمازشان این ذکر رامیگویند: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر (عج الله) دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع‌های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید.&lt;BR&gt;محمد قبادی نویسنده وبلاگ دیتا در آخرین پست وبلاگش نوشت: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاید بعضی ازشما دیده باشیدبرخی ائمه جماعات دررکوع آخر نمازشان این ذکر رامیگویند: «اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر (عج الله) دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع‌های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ترجمه آن ذکر این است: بارال‌ها درودبرمحمدوآلش بفرست و بر عجز وناتوانی مارحم کن وبه حق محمد وآل او به داد ما برس.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیدار یار غائب - ملاقات حضرت آیة الله العظمی مرعشی نجفی، قدس سره&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ایام تحصیل علوم دینی و فقه اهل بیت، علیهم السلام، در نجف اشرف، شوق زیادی جهت دیدارجمال مولایمان بقیة الله الاعظم، عجل الله تعالی فرجه، داشتم با خود عهد کردم چهل شب چهارشنبه پیاده به مسجد سهله بروم، به این نیت که جمال آقا صاحب الامر، علیه السلام، را زیارت کنم و به این فوز بزرگ نایل شوم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا ۳۵ یا ۳۶ شب چهارشنبه ادامه دادم تصادفا در این شب رفتنم از نجف به تاخیر افتاد و هوا ابری و بارانی بود نزدیک شب وحشت و ترس وجود مرا فرا گرفت مخصوصا از زیادی قطاع الطریق و دزد‌ها، ناگهان صدای پایی را از پشت سر شنیدم که بیشتر موجب ترس و وحشتم گردید. برگشتم به عقب، سید عربی را با لباس اهل بادیه دیدم، نزدیک من آمد و با زبان فصیح گفت:‌ای سید! سلام علیکم. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ترس و وحشت بکلی از وجودم رفت و اطمینان وسکون نفس پیدا کردم و تعجب آور بود که چگونه این شخص در تاریکی شدید، متوجه سیادت من شد و در آن حال من از این مطلب غافل بودم. به هر حال سخن می‌گفتیم و می‌رفتیم از من سؤال کرد: &lt;BR&gt;کجا قصد داری؟ &lt;BR&gt;گفتم: مسجد سهله. &lt;BR&gt;فرمود: به چه جهت؟ &lt;BR&gt;گفتم: به قصد تشرف و زیارت ولی عصر، علیه السلام. &lt;BR&gt;مقداری که رفتیم به مسجد زید بن صوحان که مسجدکوچکی است نزدیک مسجد سهله رسیدیم داخل مسجدشده و نماز خواندیم و بعد از دعایی که سید خواند که، مثل آن بود که دیوار و سنگ‌ها با او آن دعا را می‌خواندند;احساس انقلابی عجیب در خود نمودم که از وصف آن عاجزم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از دعا سید فرمود: سید تو گرسنه‌ای، چه خوب است شام بخوری. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس سفره‌ای را که زیر عبا داشت بیرون آورد و درآن سه قرص نان و دو یا سه خیار سبز تازه بود. مثل اینکه تازه از باغ چیده و آن وقت چله زمستان و سرمای زننده‌ای بود و من منتقل به این معنا نشدم که این آقا این خیار تازه سبز را در این فصل زمستان از کجا آورده؟ طبق دستور آقا شام خوردم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سپس فرمود: بلند شو تا به مسجد سهله برویم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;داخل مسجد شدیم آقا مشغول اعمال وارده درمقامات شد و من هم به متابعت آن حضرت انجام وظیفه می‌کردم و بدون اختیار نماز مغرب و عشا را به آقا اقتداکردم و متوجه نبودم که این آقا کیست؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بعد از آنکه اعمال تمام شد، آن بزرگوار فرمود: &lt;BR&gt;ای سید آیا مثل دیگران بعد از اعمال مسجد سهله به مسجد کوفه می‌روی یا در همین جا می‌مانی؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتم: می‌مانم و سپس در وسط مسجد در مقام امام صادق، علیه السلام، نشستیم. &lt;BR&gt;به سید گفتم: آیا چای یا قهوه یا دخانیات میل داری آماده کنم؟ &lt;BR&gt;در جواب کلام جامعی را فرمود: این امور از فضول زندگی است و ما از این فضولات دوریم. &lt;BR&gt;این کلام در اعماق وجودم اثر گذاشت به نحوی که هرگاه یادم می‌آید ارکان وجودم می‌لرزد به هر حال مجلس نزدیک دو ساعت طول کشید و در این مدت مطالبی رد و بدل شد که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنم؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱. در رابطه با استخاره سخن به میان آمد. سید عرب فرمود: &lt;BR&gt;ای سید با تسبیح به چه نحو استخاره می‌کنی؟ &lt;BR&gt;گفتم: سه مرتبه صلوات می‌فرستم و سه مرتبه می‌گویم: «استخیر الله برحمته خیرة فی عافیة» پس قبضه‌ای از تسبیح را گرفته می‌شمارم، اگر دو تا بماند بداست و اگر یکی ماند خوب است. &lt;BR&gt;فرمود: برای این استخاره، باقی مانده‌ای است که به شما نرسیده و آن این است که هرگاه یکی باقی ماند فوراحکم به خوبی استخاره نکنید بلکه توقف کنید و دوباره بر ترک عمل استخاره کنید اگر زوج آمد کشف می‌شوداستخاره اول خوب است اما اگر یکی آمد کشف می‌شودکه استخاره اول میانه است. &lt;BR&gt;به حسب قواعد علمیه می‌بایست دلیل بخواهیم و آقاجواب دهد به جای دقیق و باریکی رسیدیم پس به مجرداین قول تسلیم و منقاد شدم و در عین حال متوجه نیستم که این آقا کیست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲. از جمله مطالب در این جلسه تاکید سید عرب بر تلاوت و قرائت این سوره‌ها بعد از نمازهای واجب بود. بعد ازنماز صبح سوره یاسین و بعد از نماز ظهر سوره عم بعداز نماز عصر سوره نوح و بعد از مغرب سوره واقعه وبعد از نماز عشاء سوره ملک. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۳. دیگر اینکه تاکید فرمودند: بر دو رکعت نماز بین مغرب و عشا که در رکعت اول بعد از حمد هر سوره‌ای خواستی می‌خوانی و در رکعت دوم بعد از حمد سوره واقعه را می‌خوانی و فرمود: کفایت می‌کند این از خواندن سوره واقعه بعد از نماز مغرب، چنانکه گذشت. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۴. تاکید فرمود که: بعد از نمازهای پنجگانه این دعا رابخوان: &lt;BR&gt;«اللهم سرحنی عن الهموم و الغموم و وحشة الصدر و وسوسة الشیطان برحمتک یا ارحم الراحمین». &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۵. و دیگر تاکید بر خواندن این دعا بعد از ذکر رکوع درنمازهای یومیه خصوصا رکعت آخر: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۶. در تعریف و تمجید از شرایع الاسلام مرحوم محقق حلی فرمود: &lt;BR&gt;تمام آن مطابق با واقع است مگر کمی از مسایل آن. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۷. تاکید بر خواندن قرآن و هدیه کردن ثواب آن، برای شیعیانی که وارثی ندارند یا دارند و لکن یاد از آنهانمی کنند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۸. تحت الحنک را از زیر حنک دور دادن و سر آن را درعمامه قرار دادن چنانکه علمای عرب به همین نحو عمل می‌کنند و فرمود: در شرع اینچنین رسیده است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۹. تاکید بر زیارت سید الشهدا، علیه السلام. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱۰. دعا در حق من و فرمود: قرار دهد خدا تو را ازخدمتگزارن شرع. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۱۱. پرسیدم: نمی‌دانم آیا عاقبت کارم خیر است و آیا من نزد صاحب شرع مقدس رو سفیدم؟ &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;فرمود: عاقبت تو خیر و سعیت مشکور و روسفیدی. &lt;BR&gt;گفتم: نمی‌دانم آیا پدر و مادر و اساتید و ذوی الحقوق از من راضی هستند یا نه؟ &lt;BR&gt;فرمود: تمام آن‌ها از تو راضی‌اند و درباره‌ات دعامی کنند. &lt;BR&gt;استدعای دعا کردم برای خودم که موفق باشم برای تالیف و تصنیف. &lt;BR&gt;دعا فرمودند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در اینجا مطلب دیگری است که مجال تفصیل و بیان آن نیست پس خواستم از مسجد بیرون روم به خاطرحاجتی، آمدم نزد حوض که در وسط راه قبل از خارج شدن از مسجد قرار دارد به ذهنم رسید چه شبی بود واین سید عرب کیست که اینهمه با فضیلت است؟ شایده‌مان مقصود و معشوقم باشد تا به ذهنم این معنی خطور کرد، مضطرب برگشتم و آن آقا را ندیدم و کسی هم در مسجد نبود. یقین پیدا کردم که آقا را زیارت کردم و غافل بودم، مشغول گریه شدم و همچون دیوانه اطراف مسجد گریه می‌کردم تا صبح شد، چون عاشقی که بعد ازوصال مبتلا به هجران شود. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این بود اجمالی از تفصیل که هر وقت آن شب یادم می‌آید بهت زده می‌شوم.&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|14 19|22</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post467.php</guid>

</item>





<item>

<title>معجونه آرامش</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post466.php</link>


<description>&lt;P&gt;معجونه آرامش&lt;BR&gt;کسری انوشیروان بر بزرگمهر خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر بستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون روزی چند بر این حال بود،کسری کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بدو گفتند:در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفت:معجونی ساخته ام از شش جزئ و به کار می برم و چنین که می بینید مرا نیکو می دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفتند: آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گفت:آری جزئ نخست اعتماد بر خدای است ،عزوجل، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوم آنچه مقدر است بودنی است، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سوم شکیبایی برای گرفتار بهترین چیزهاست. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چهارم اگر صبر نکنم چه کنم،پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش نیازارم، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پنجم آنکه شاید حالی سخت تر از این رخ دهد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر امید گشایش باشد &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چون این سخنان به کسری رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سخن روز : تنها آرامش و سکوت سرچشمه‌ی نیروی لایزال است.داستایوفسکی&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|12 19|21</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post466.php</guid>

</item>





<item>

<title>کاهش درد با کمک نور</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post465.php</link>


<description>&lt;P&gt;کاهش درد با کمک نور&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در واقع امروز با تحولات و پیشرفت‌هایی که در این زمینه صورت گرفته است، لیزر به عنوان یکی از ابزارهای ضد درد به کمک بیماران می‌آید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دکتر سهیلا مکملی، رئیس انجمن لیزر پزشکی ایران با اشاره به وجود 2 دسته لیزرهای کم‌توان و پرتوان توضیح می‌دهد: لیزرهای پرتوان لیزرهایی است که روی بافت اثر حرارتی دارد و باعث برش، سوزش و تبخیر روی آن می‌شود. در لیزرهای زیبایی و جراحی‌های چشم از این نوع لیزر استفاده می‌شود و به همین دلیل مردم بیشتر با آن آشنا هستند، اما دسته دوم لیزرها، لیزرهای کم‌توان یا لیزرهای ترمیمی است که شدت و توان کمتری دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گفته وی اصلی‌ترین کاربرد این لیزرها کنترل درد، تسکین و درمان زخم‌هاست. لیزر درمانی در بسیاری از زیرشاخه‌ها کاربرد دارد، اما ممکن است هنوز به عنوان یک روش قطعی درمان توصیه نشود. بنابراین مهم‌ترین موردی که می‌توان درباره لیزرهای ترمیمی گفت، استفاده از آن در کنترل درد و زخم است که کاربرد زیادی دارد.&lt;BR&gt;رئیس انجمن لیزر پزشکی ایران یادآور می‌شود: در ایران کاربرد این لیزرها بیشتر در رده بیماری‌های مفاصل و کنترل زخم‌ها مانند زخم‌های دیابتی، زخم بستر، زخم‌های جراحی و زخم‌های مقاوم به درمان است.&lt;BR&gt;به گفته وی، لیزر یکی از ابزارهای ضد درد است که می‌تواند به عنوان یکی از شیوه‌های کنترل درد در بیماری‌های مفاصل همراه شود و میزان مصرف داروها را کاهش دهد؛ البته حتما استفاده از لیزر باید توسط پزشک تجویز شود. دکتر مکملی با بیان این‌که استفاده از لیزر درد سابقه‌ای 40 ساله دارد، می‌افزاید: دوره‌های درمان با توجه به شرایط بیمار توسط پزشک تعیین می‌شود و پس از آن نیز مدت زمان بی‌دردی بین 3 تا 6 ماه ماندگاری اثر دارد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;لیزر درمانی برای شما ممنوع است!&lt;BR&gt;لیزر درمانی به عنوان یکی از ابزارهای ضد درد، درست مانند دیگر روش‌های درمانی محدودیت‌هایی نیز دارد؛ به این معنی که افراد خاصی در شرایط ویژه نباید از آن استفاده کنند؛ البته گاهی برخی بیماران یا پزشکان به اشتباه و ندانسته لیزر را عامل سرطان می‌دانند، در حالی که به گفته دکتر مکملی لیزر به طور قطع سبب بروز سرطان نمی‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دکتر مکملی با بیان این‌که موارد منع تا حدود 10 سال پیش به دلیل وجود ناشناخته‌های بسیار در این زمینه تعداد بیشتری بود، می‌گوید: یکی از موارد منع استفاده از لیزر در 3 ماهه اول بارداری است؛ البته این منع استفاده به دلیل مشاهده اثرات ناهنجاری روی جنین نیست و بیشتر به این دلیل است که هنوز به مطالعات بیشتری نیاز داریم؛ به این معنی که در این مورد ندانسته‌های ما بیشتر از دانسته‌هاست. وی توضیح می‌دهد: مادر می‌تواند در 3 ماهه دوم و سوم بارداری برای درمان برخی از دردهای دوران بارداری مانند درد زانو، مچ پا یا مچ دست از لیزر استفاده کند؛ اما توصیه می‌شود در این زمان هم روی اعصاب رحمی تابش نداشته باشند چون باعث تحریک زایمان زودرس می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به گفته وی از لیزر به عنوان یکی از ابزارهای کمک در زایمان بدون درد هم می‌تواند استفاده شود.&lt;BR&gt;دکتر مکملی هشدار می‌دهد: به رغم این‌که مطالعات نشان داده است لیزر نمی‌تواند سرطان‌زا باشد، اما اگر فردی سرطان دارد توصیه می‌شود روی توده بدخیم تابش داده نشود؛ البته برای این بیماران با استفاده از تکنیک‌های دیگر می‌شود از لیزر استفاده کرد؛ چون سیستم ایمنی بدن بیمار را تقویت می‌کند و باعث بهبود وضعیت زندگی از نظر اشتها و حال عمومی بیمار می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;رئیس انجمن لیزر پزشکی درباره مهم‌ترین مورد منعی که توسط انجمن جهانی لیزر مشخص شده است، توضیح می‌دهد: مهم‌ترین مورد، منع استفاده از لیزر توسط پزشکی است که دانش لیزر درمانی ندارد و آموزش‌های لازم و ضروری در این زمینه را ندیده است.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|10 19|20</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post465.php</guid>

</item>





<item>

<title>نشانه ها و عوامل موثر در بروز بیماری های قلبی</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post464.php</link>


<description>&lt;P&gt;نشانه ها و عوامل موثر در بروز بیماری های قلبی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; اگر ضربان قلب کمتر از 35 و بیشتر از 180 ضربه در دقیقه باشد، فرد غش می کند.&lt;BR&gt;امروزه ارتقای آگاهی مردم به منظور پیشگیری از سکته و انواع بیماری های قلبی بسیار حائز اهمیت است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نشانه های هشدار دهنده ناراحتی های قلبی به شرح زیر هستند:&lt;BR&gt;- درد قلبی یا درد قفسه سینه: معمولا دردی فشارنده است که بیشتر زیر جناغ سینه احساس می شود ولی ممکن است به سایر قسمت ها چون دست ها، گردن و زیرچانه منتشر شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- تپش قلب: بیشتر به صورت ضربان تند یا بی نظمی قلب است. به عنوان مثال در افتادگی دریچه میترال، تپش و درد قلب شایع است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- تنگی نفس: تنفس با سختی و همراه با فعالیت و کوشش بدنی است. ممکن است به صورت حملات شبانه تنگی نفس باشد.&lt;BR&gt;- غش قلبی: غش علت های مختلفی دارد. یکی از علل آن بی نظمی های ضربان قلب است که باعث می شود خون کافی به مغز نرسد. اگر ضربان قلب کمتر از 35 و بیشتر از 180 ضربه در دقیقه باشد، فرد غش می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بیماری های شایع قلبی&lt;BR&gt;- آنژین صدری: عبارت است از احساس گرفتگی، ناراحتی و سنگینی که زیر جناغ سینه احساس می شود و ممکن است به گردن، چانه، کتف، سر دل و دست ها به ویژه قسمت داخلی دست چپ انتشار یابد. این درد یک تا پنج دقیقه طول می کشد. علت آن وجود پلاک ها و انسداد سرخرگها است. در افراد فشار خونی، دیابتی، سیگاری و مبتلا به چربی خون بالا بیشتر دیده می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- اختلال دریچه ای قلب: معمولا این اختلال به دو صورت تنگی یا شلی در گشادی دریچه مشخص می شوند و اغلب تا آخر عمر این اختلال تشخیص داده نمی شود. افتادگی دریچه میترال شایعترین آنها است. این بیماری مادرزادی است و باعث پس زدن خون از بطن به دهلیز چپ می شود. نشانه های اختصاصی آن تپش قلب، بی نظمی های قلبی بخصوص وقتی که فرد به پهلوی چپ می خوابد، دردهای قفسه سینه، خستگی پذیری زودرس و سردردهای میگرنی هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بر اساس این گزارش، در نارسایی های دریچه آئورت خون از دریچه به بطن چپ برمی گردد و بار بسیار زیادی بر دوش بطن چپ می گذارد و به تدریج قلب بزرگ و نارسا خواهد شد. در ایران بیشترین عامل نارسایی های دریچه قلب، تب روماتیسمی و عفونت حاصل از آن است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- نارسایی قلب: نارسایی های قلبی به طور کلی به دو دسته کلی حاد و مزمن می شود. در نوع حاد مقدار قابل توجهی از بافت از بین می رود یا دریچه قلب پاره می شود. در این حالت چون قلب آمادگی مقابله با این نارسایی ناگهانی را ندارد، دچار افت فشار و شوک می شود. در نارسایی مزمن; قلب به تدریج با شرایط نامطلوب کنار می آید، اما تنگی نفس شبانه، ورم پا، بزرگ و پرخون شدن کبد و خستگی و ضعف عضلانی دیده می شود. بهترین درمان آن، حفظ آرامش، رژیم غذایی بدون نمک و کم چرب و استفاده از داروهای ضد فشار و ادرارآور است.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;- فشار خون: فشار خون بالا و پایین، هر دو مشکل ساز است. افرادی که پرفشاری خون دارند 10 تا 20 سال زودتر از افراد دیگر می میرند. فشار خون بالا رگها را خراب می کند و به قلب، مغز، چشم ها و کلیه آسیب می رساند و عامل سکته های قلبی است. بر اساس این گزارش، درمان فشار خون مشروط به رعایت نکات بسیار ساده ای است. فشار خون دو جز» و دو عدد دارد، عدد اول مربوط به فشار انبساط قلب (80 میلیمتر جیوه) است. فشار انبساط قلب از 90 میلیمتر جیوه و فشار انقباض قلب از 140 میلیمتر جیوه بالاتر باشد، تشخیص پرفشاری داده می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر فشار انبساط قلب کمتر از 90 میلیمتر جیوه باشد، تشخیص فشار پایین داده می شود و فرد وارد شوک شده و احتمال دارد جان خود را از دست بدهد. در فشار خون پایین خون کافی به مغز و سایر اندام ها نمی رسد و کارکرد آنها مختل می شود. اسهال و استفراغ طولانی، خونریزی های شدید داخلی و خارجی و شوک هیجانی شدید باعث افت فشار می شوند.&lt;BR&gt;- لخته و التهاب در سیاهرگ: سه علت عمده برای ایجاد لخته شناخته شده است. یکی، جریان خون کند و آهسته به علت عدم تحرک در طولانی مدت، دیگری آسیب و ضربه به جداره رگ ها و در نهایت وجود قابلیت لخته شدن بالا در افراد. مانند مصرف کنندگان استروژن. اگر لخته در سیاهرگ های عمیقی باشد، درد، تورم و قرمزی دیده می شود خطر حرکت کردن لخته و گیر کردن در رگهای ریویی و مرگ وجود دارد. اگر لخته در سیاهرگ سطحی باشد با کمپرس آب گرم برطرف می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عوامل موثر در بروز بیماری های قلبی&lt;BR&gt;- وزن نامناسب، سن بالا، فشار خون، چربی و قندبالا، استعمال دخانیات، سابقه خانوادگی، عدم رعایت بهداشت فردی، دهان و دندان، عدم تحرک و ورزش کافی، شتاب زدگی، رژیم غذایی نامنظم و نامناسب، بیماری های عفونی مزمن، تنش و فشار روحی که به علت تاثیر بر سرعت لخته 8 شدن خون، افزایش فشار خون، افزایش کلسترول خون افزایش هورمونی که در آهنگ ضربان قلب اختلال ایجاد می کند خطرساز خواهد بود. استرس در اکثر اوقات می تواند ناشی از مشکلات زندگی شغلی مثل توقعات بیش از حد مدیران و ناسازگاری با همکاران باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پیشگیری&lt;BR&gt;- رژیم غذایی مناسب (اجتناب از مصرف غذاهای سرخ کردنی، پرنمک، پرچرب و استفاده از سبزیجات و میوه های تازه)&lt;BR&gt;- ورزش منظم (نرم دویدن، نرمش های سریع، شنا، دوچرخه سواری)&lt;BR&gt;- ترک کامل سیگار&lt;BR&gt;- درمان و کنترل کلسترول، قند و فشار بالا (با خوردن غذاهای کم کالری مثل میوه ها، سبزیجات، روغن گیاهی و جوانه ها)&lt;BR&gt;- مصرف آسپرین حداقل یک روز در میان&lt;BR&gt;- حفظ آرامش و خونسردی (به وسیله تکنیک های آرامش آموزی)&lt;BR&gt;- مقابله کارآمد با استرس و فشارهای زندگی (به وسیله تکنیک های حل مسئله)&lt;BR&gt;- کاهش وزن (با ورزش، خوردن مواد غذایی سالم و کم کالری) و در نهایت بهبود سبک زندگی و سالم زیستن (با رعایت نکات بالا) و پیگیری این نکات در طی زندگی روزمره&lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|6|6 19|19</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post464.php</guid>

</item>





<item>

<title>نوای عشق</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post463.php</link>


<description>&lt;P&gt;نوای عشق&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قلبم یکی مرا صدا میزند ، میشنوم،&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یکی نام مرا فریاد میزند ، حس میکنم ،یکی مرا احساس میکند&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قلبم یکی بی قرار نشسته ، به عشق همیشه با هم بودن &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با رویاهای قلبم عهد بسته &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قلبم یکی مرا صدا میزند ، یکی درد دلهای مرا جواب میدهد، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هر زمان شادم او شاد است و هر زمان که غمگینم، او نیز پر از غم است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من تنها یکی را در قلبم دارم ، همانی که تنهایی ام را با عشق پر کرده ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همانی که رویاهایم را به حقیقت نزدیک کرده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو در قلبمی و مرا درک میکنی ، تو میفهمی و مرا آرام میکنی ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میدانی چقدر دوستت دارم و به خاطر همین است که سکوت میکنی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همین سکوت است نشانه عشق تو ، چه زیباست در آن لحظه لبخند روی لبان تو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;خودت میدانی که میدهی به من نفس ، خودت میدانی چه هستی برایم ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه کردی با دلم ، من چه کسی بودم و اینک با تو چه شده ام!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;هیچکس نمیتواند جز من و تو عشقمان را درک کند ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;محال است قلبم بی تو این دنیا را ترک کند، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زنده میمانم تا جایی که بتوانم در این دنیا در کنارت ، میرویم با هم از این دنیا ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذار خورشید سوزان هر چه میخواهد بر روی دریای عشقمان بتابد!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چراغ راه عشقمان همیشه روشن است ،بگذار شب بیاید و جای روشنی ها را بگیرد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در قلبم یکی مرا صدا میزند ، صدایش دیوانه میکند مرا ، احساسش عاشقتر میکند مرا&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احساسی همصدا با نفسهایم ، نفسهایی که همنواست با احساسات تو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه زیباست نوای نفسهای قلب تو&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;یک هیچ تا ابد به نفع تو.... &lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|8 19|16</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post463.php</guid>

</item>





<item>

<title>همیشه بمان عشق من</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post462.php</link>


<description>&lt;P&gt;همیشه بمان عشق من&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو خودت خوب میدانی عشقهای این زمانه پوچ است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تو خودت خوب میدانی احساسات قلبها دروغین است&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مرا خوب نگاه کن ، غرق شو در چشمانم، میبینی که اینک در کنار توام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;میبینی که من نیز مثل تو خیره به چشمان توام&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر حرفهای مرا میشنوی ، اگر درک میکنی چه میگویم تا آخرش می مانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;تا آخر حرفهای مرا میخوانی&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذار همیشه همینگونه باشیم، خیانت و بی وفایی را به قصه عشقمان اضافه نکن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگذار این قصه تلخ تمام شود ، نگذار قصه گو چشمهایش پر از اشک شود&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذار با شبهای پر ستاره مهربان باشیم ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با خواب شبانه آرام باشیم ، با طلوع فردا شاد باشیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذار همیشه احساس کنم یک عاشق واقعی ام و &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;احساس کنم یکی هست که از ته دل مرا میخواهد&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بگذار برای یک بار هم که شده باور کنم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;که از روی هوس با من نیستی ، در قفس زندگی تنها نیستیم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;برای یک بار هم که شده به همه بگویم که عاشق هم هستیم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نه از ترس اینکه همه از تو دور شوند بگویی که تنها هستی!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;نگو به پای من نشستی ، همیشه بگو به عشقمان وفادار هستی ، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این همان عهدیست که در روز اول با هم بستیم، اگر یادت نرود، &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اگر فراموش نکنی ، اگر آتش این عشق را با آب سرد بی وفایی خاموش نکنی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همیشه بمان ، همیشه این شعری را که اینک نوشته ام زیر لب بخوان... &lt;/P&gt;</description>


<pubDate>1390|12|6|6 19|15</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post462.php</guid>

</item>





<item>

<title>بی خیال من شو</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post461.php</link>


<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مطللب را در ادامه مطلب بخوانيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;تذكر : اگر عضو سايت شويد ميتوانيد روزانه دوساعت رايگان به اينترنت متصل گرديد.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=http://jaraghe.blogveb.com/More/77834-بی خیال من شو target=_blank&gt;لینک منبع&lt;/a&gt;&lt;br&gt;</description>


<pubDate>1390|11|27|4 14|27</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post461.php</guid>

</item>





<item>

<title>بهترين دين</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post460.php</link>


<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مطلب را در ادامه مطلب بخوانيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;تذكر : اگر عضو سايت شويد ميتوانيد روزانه دوساعت رايگان به اينترنت متصل گرديد.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=http://jaraghe.blogveb.com/More/77835-بهترين دين target=_blank&gt;لینک منبع&lt;/a&gt;&lt;br&gt;</description>


<pubDate>1390|11|27|4 14|27</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post460.php</guid>

</item>





<item>

<title>به همین سادگی، راحت بخوابید!!</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post459.php</link>


<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مطلب را در ادامه مطلب بخوانيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;تذكر : اگر عضو سايت شويد ميتوانيد روزانه دوساعت رايگان به اينترنت متصل گرديد.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=http://jaraghe.blogveb.com/More/77837-به همین سادگی، راحت بخوابید!! target=_blank&gt;لینک منبع&lt;/a&gt;&lt;br&gt;</description>


<pubDate>1390|11|27|4 14|27</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post459.php</guid>

</item>





<item>

<title>اعتماد بنفس</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post458.php</link>


<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مطلب را در ادامه مطلب بخوانيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;تذكر : اگر عضو سايت شويد ميتوانيد روزانه دوساعت رايگان به اينترنت متصل گرديد.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=http://jaraghe.blogveb.com/More/77839-اعتماد بنفس target=_blank&gt;لینک منبع&lt;/a&gt;&lt;br&gt;</description>


<pubDate>1390|11|27|4 14|27</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post458.php</guid>

</item>





<item>

<title>اس ام اس و پيامك</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post457.php</link>


<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مطلب را در ادامه مطلب بخوانيد&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;تذكر : اگر عضو سايت شويد ميتوانيد روزانه دوساعت رايگان به اينترنت متصل گرديد.&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=http://jaraghe.blogveb.com/More/77840-اس ام اس و پيامك target=_blank&gt;لینک منبع&lt;/a&gt;&lt;br&gt;</description>


<pubDate>1390|11|27|4 14|27</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post457.php</guid>

</item>





<item>

<title>بورانی بادمجان، غذایی سالم با كالری پایین</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post456.php</link>


<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مطللب را در ادامه مطلب بخوانيد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تذكر : اگر عضو سايت شويد ميتوانيد روزانه دوساعت رايگان به اينترنت متصل گرديد.&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=http://jaraghe.blogveb.com/More/77841-بورانی بادمجان، غذایی سالم با كالری پایین target=_blank&gt;لینک منبع&lt;/a&gt;&lt;br&gt;</description>


<pubDate>1390|11|27|4 14|27</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post456.php</guid>

</item>





<item>

<title>هشدار......!!!!! ~~~ Medicine</title>

<link>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post455.php</link>


<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: &amp;quot;times new roman&amp;quot;, &amp;quot;times&amp;quot;;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;طبق آخرین یافته موسسه پزشکی آمریکا نوع سرطان جدید پوستی کشف شده است که عامل محرک و ایجاد کننده آن توسط اکسید نیترو سیلور ایجاد می شود&lt;br /&gt;هنگامیکه کارتهای شارژ تلفن همراه را خریداری میکنید، قسمتی را که باید با ناخن بخراشید محتوی این ماده بوده که سرطان زا اعلام شده است&lt;br /&gt;لطفا خراشیدن را با پوست انگشتان یا ناخن انجام ندهید&lt;br /&gt;برای پیش گیری لطفا این ایمیل را به دوستان و عزیزان خود بفرستید تا اطلاع رسانی شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سلامت باشید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;a href=http://jaraghe.blogveb.com/More/81887-هشدار......!!!!! ~~~ Medicine target=_blank&gt;لینک منبع&lt;/a&gt;&lt;br&gt;</description>


<pubDate>1390|11|27|4 14|27</pubDate>

<guid>http://pasargadsaeed.shakheh.com/post455.php</guid>

</item>




</channel>

</rss>

